تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1082

مساهمون:

ص١٠٨٢
27 ) حق التوليه ، حقى كه براى نگهدارى و تأمين مخارج مأمور روحانى عالىرتبه‌اى كه تصدى امور همهء موقوفات كشور را به عهده داشته مىگرفتند . 28 ) رسم الصداره ، ظاهرا همان حق التوليه است . 29 ) رسم خزانه ، مالياتى بود كه براى تأمين مخارج عمال خزانه يا بيت المال گرفته مىشد . 30 ) حق التحصيل ، مالياتى بود كه به نفع تحصيلداران يا محصلان ماليات اخذ مىشد . 31 ) حرز ، حقى بود كه ظاهرا به مساح در حين تعيين مرز اراضى و برآورد حاصل بخشى آن مىپرداختند . 32 ) رسوم شحنگى ، حقى بود كه به نفع شحنه مىگرفتند . 33 ) داروغگى ، مالياتى كه به نفع داروغه گرفته مىشد . 34 ) ساورى ، به معنى پيشكش اجباريى بود كه رعايا تقديم سلطان يا امير مىكردند ( به مناسبت ورود ايشان به محل ) . 35 ) عيدى ، هديه‌اىست كه به مناسبت دو عيد بزرگ مسلمانان يعنى عيد فطر و قربان تقديم مىشده است . 36 ) نوروزى ، هديه‌اى است كه به مناسبت جشن نوروز مىدادند . 37 ) سلامانه ، هديه‌اى كه به هنگام تبريك تقديم مىشد . 38 ) شيلان بها ، هديه‌اى كه براى بزم گستردن يا ضيافت تقديم مىكردند . 39 ) ترغو ، هديه‌اى كه رعايا به مالك ملك خويش مىدادند . 40 ) كراكيارق ، مالياتى بود كه براى تسليحات و لوازم دربار سلطان و خواتين عقدى و شاهزادگان مىگرفتند . 41 ) طيارات ، حق سلطان در تصاحب اموال مردگان بلاوارث و فراريان و يا غايبان . . . 42 ) طرح ، شهرنشينان و روستاييان مجبور بودند هرگاه كه مقامات حكومت بفرمايند غلات و ديگر محصولات انبارها و مخازن دولتى را به قيمتى كه مقامات مزبور معين مىكردند و چندين برابر بهاى بازار بوده ، ابتياع كنند و نقدا بپردازند . « 1 » 43 ) بيغار ، يعنى كار اجبارى رعايا به نفع دولت يا فئودال و مالك خويش در امور آبيارى ، حفر نهرها ، كاريزها و تنقيهء مرتب آنها و ساختن حصار و كاخ و عمارت دولتى و بريدن و پاك كردن جنگل و انجام خرابيها . 44 ) نزل ، پس از بيغار ، سخت‌ترين تحميلات بود و رعاياى شهرى و اهالى مجبور بودند صاحب‌منصبان ، ايلچيان و وابستگان ايشان را براى مدت نامعينى در خانهء خويش پذيرايى كنند . و همه‌گونه وسايل آسايش ايشان را فراهم سازند .
هامش
( 1 ) . تاريخ ايران ، ترجمهء كشاورز ، پيشين ، ص 397 .