14 ) عوارض ، ماليات فوق العادهاى بود كه از روستاييان و شهرنشينان توسط ديوان يا ملوك يا امراى فئودال به منظور تأمين مخارج فوق العاده از قبيل جنگ و جشنها و تشريفات خانوادگى دربارى و غيره اخذ مىكردند . اين وجوه غالبا با شكنجه و ضرب و شتم از مردم گرفته مىشد .
15 ) تبغور ، نيز مالياتى فوق العاده و تحميلى بود .
16 ) تغار ، ماليات جنسى بود كه از رعايا مىگرفتند و صرف آذوقهء لشكر مىكردند . اصطلاح علوفه و علفه با تغار اشتباه ميشده و ظاهرا داراى مفهوم واحدى بوده است .
17 ) قلان ، ويژگى اين ماليات روشن نيست و بيشتر با « قپچور » ذكر مىشود و قپچور از مراتع و گلهها اخذ مىشده .
18 ) علفه و علوفه ، غالبا باهم ذكر مىشوند و عبارت است از اخذ آذوقه و علوفه براى لشكريان و ايلچيان و عمال صادر و وارد از مردم بينوا . رشيد الدين مىگويد موقعى كه غازان با لشكريانش به دامغان آمدند « . . . هيچ آفريده پيش نيامدند و يساورى و علوفه و ترغو ترتيب نكرده بودند . »
و فقط پس از به كار بردن نيروى نظامى : « به ايلى درآمدند و مالى بسيار از نقد و جنس بدادند و جهت لشكر تغار و گاو و گوسفند بدادند . » « 1 »
19 ) تمغا ، به نظر بارتولد تمغا عبارت است از : حقوقى كه از صنعت و مشاغل و پيشههاى مختلف شهرى ، حتى فواحش و بازرگانى در بازار ، اعم از تجارت كلى يا خردهفروشى اخذ مىگرديده است .
خواجه نصير الدين طوسى مىگويد : در ايران قبل از غلبهء مغول ، از اهل مال و تجارت جز مالياتى ناچيز ، چيزى نمىگرفتند و تمغا از زمان چنگيز خان مشهور شد .
20 ) باج و باژ ، حقوق مأخوذ بر راههاست كه بعدها به نام « راهدارى » نيز خوانده مىشد ، اين ماليات در سراسر قرون وسطا در ايران متداول بود .
21 ) باغ شماره ، عبارت بود از مالياتى كه از باغها به نقد يا به جنس مىگرفتند .
22 ) خانه شماره ، مالياتى بود كه از هرخانه با هرخانواده دريافت مىداشتند .
23 ) جزيه ، ماليات سرانهاىست ( سرگزيت ) كه در زمان ساسانيان از طبقهء مالياتدهنده دريافت مىشده و پس از اسلام فقط به اهل ذمه و غيرمسلمانان تعلق مىگرفته است .
24 ) خارجيات ، تخصصات و توقعات ، سه اصطلاح مالياتىست كه مفهوم و معنى فنى آنها روشن نيست .
25 ) حق التحرير ، اين ماليات در اختيار وزير اعظم بود و به جنس مأخوذ مىگرديده است .
26 ) رسم الوزراه ، مالياتى بود كه براى تأمين مخارج وزير و دستگاه او دريافت مىشد .
هامش
( 1 ) . جامع التواريخ ، پيشين ، ص 543 .