تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1080

مساهمون:

ص١٠٨٠
اين عوارض بود ، در دورهء فترت بعد از صفويه به نام راهدار اين عوارض را مىگرفتند . و در اين كار اجحاف بسيار مىكردند . تمغا عبارت از علامت و نشان و آلتىست كه بدان چيزها را مهر و نشان كنند و دواب را داغ كنند . و تمغاچى پس از مشاهدهء نشان ، كالا را مهر مىكرد و اجازهء ورود و خروج مىداد . علاوه بر اين بر دواب عموما و دواب سلطانى خصوصا داغ مىزده‌اند . » « 1 »

ماليات ارضى در عهد ايلخانان

پطروشفسكى در اثر معروف و گرانقدر خود ، كشاورزى و مناسبات ارضى در ايران عهد مغول ، از انواع و اقسام ماليات ارضى در زمان ايلخانان سخن مىگويد و اصطلاحات مالياتى آن عهد را تشريح مىكند ، و ما براى اطلاع خوانندگان به ذكر پاره‌اى از آنها مىپردازيم : 1 ) خراج ، ( - ماليات ارضى ) كه پس از فرمانروايى اعراب به سه صورت مقاسمه ، وظيفه و مساحته از مردم گرفته مىشد و اكثرا ماليات را به صورت جنسى از مردم مطالبه مىكردند . در دورهء مغول مال بطور كلى به وجوه مالياتى و ماليات ارضى اطلاق مىشد . 2 ) مالوجهات ، اين كلمه مركب از « مال » به معنى ماليات نقدى و جهات به معنى ماليات جنسى . 3 ) بهره ، اين كلمه بيشتر به معنى مقاسمه يعنى خراج و سهمى از محصول كه بسود ديوان مىگرفتند ، استعمال مىشد . 4 ) عشر ، همان ده‌يك مالياتىست ( به ميزان يك‌دهم محصول ) . 5 ) متوجهات ، يا متوجهات ديوانى ، همهء حقوق دولتى و ديوانى را مىرساند . 6 ) تكليف يا تكليف ديوانى ، مالياتهايى بوده كه در فقه اسلامى پيش‌بينى نشده ( مانند خراج و غيره ) ولى مردم ناچار به پرداخت آنها بودند . 7 ) تفاوت و توقير ، به معنى مالياتهاى تحميلى و زايد است كه از پيش از حملهء مغول سابقه داشته است . 8 ) زوايد ، همان معنى تفاوت و توقير ماليات تحميلى را دارد . 9 ) مواشى ، مالياتى بوده كه از دامداران صحرانشين و اسكان‌يافته مىگرفتند و مترادف كلمهء مغولى قپچور است . 10 ) مراعى ، ماليات جنسى بود كه از دامها از قرار يك رأس از هرصد رأس تعيين مىشد و غازان كوشيده اين ماليات را نقدى كند . 11 ) سرانه و سرشمار ، مالياتى بود كه از رعاياى غيرصحرانشين گرفته مىشد . 12 ) توجيه و توجيهات ، اصطلاحىست مالياتى كه معنى آن روشن نيست . 13 ) توزيعات و قسمات ، نيز اصطلاح مالياتى بود كه هنوز معنى دقيق آن روشن نشده است .
هامش
( 1 ) . مصاحب ، دايرة المعارف فارسى ، پيشين ، ص 670 .