اين عوارض بود ، در دورهء فترت بعد از صفويه به نام راهدار اين عوارض را مىگرفتند . و در اين كار اجحاف بسيار مىكردند . تمغا عبارت از علامت و نشان و آلتىست كه بدان چيزها را مهر و نشان كنند و دواب را داغ كنند . و تمغاچى پس از مشاهدهء نشان ، كالا را مهر مىكرد و اجازهء ورود و خروج مىداد . علاوه بر اين بر دواب عموما و دواب سلطانى خصوصا داغ مىزدهاند . » « 1 »
ماليات ارضى در عهد ايلخانان
پطروشفسكى در اثر معروف و گرانقدر خود ، كشاورزى و مناسبات ارضى در ايران عهد مغول ، از انواع و اقسام ماليات ارضى در زمان ايلخانان سخن مىگويد و اصطلاحات مالياتى آن عهد را تشريح مىكند ، و ما براى اطلاع خوانندگان به ذكر پارهاى از آنها مىپردازيم :
1 ) خراج ، ( - ماليات ارضى ) كه پس از فرمانروايى اعراب به سه صورت مقاسمه ، وظيفه و مساحته از مردم گرفته مىشد و اكثرا ماليات را به صورت جنسى از مردم مطالبه مىكردند . در دورهء مغول مال بطور كلى به وجوه مالياتى و ماليات ارضى اطلاق مىشد .
2 ) مالوجهات ، اين كلمه مركب از « مال » به معنى ماليات نقدى و جهات به معنى ماليات جنسى .
3 ) بهره ، اين كلمه بيشتر به معنى مقاسمه يعنى خراج و سهمى از محصول كه بسود ديوان مىگرفتند ، استعمال مىشد .
4 ) عشر ، همان دهيك مالياتىست ( به ميزان يكدهم محصول ) .
5 ) متوجهات ، يا متوجهات ديوانى ، همهء حقوق دولتى و ديوانى را مىرساند .
6 ) تكليف يا تكليف ديوانى ، مالياتهايى بوده كه در فقه اسلامى پيشبينى نشده ( مانند خراج و غيره ) ولى مردم ناچار به پرداخت آنها بودند .
7 ) تفاوت و توقير ، به معنى مالياتهاى تحميلى و زايد است كه از پيش از حملهء مغول سابقه داشته است .
8 ) زوايد ، همان معنى تفاوت و توقير ماليات تحميلى را دارد .
9 ) مواشى ، مالياتى بوده كه از دامداران صحرانشين و اسكانيافته مىگرفتند و مترادف كلمهء مغولى قپچور است .
10 ) مراعى ، ماليات جنسى بود كه از دامها از قرار يك رأس از هرصد رأس تعيين مىشد و غازان كوشيده اين ماليات را نقدى كند .
11 ) سرانه و سرشمار ، مالياتى بود كه از رعاياى غيرصحرانشين گرفته مىشد .
12 ) توجيه و توجيهات ، اصطلاحىست مالياتى كه معنى آن روشن نيست .
13 ) توزيعات و قسمات ، نيز اصطلاح مالياتى بود كه هنوز معنى دقيق آن روشن نشده است .
هامش
( 1 ) . مصاحب ، دايرة المعارف فارسى ، پيشين ، ص 670 .