بود . درهم نقره از وزن اصليش كه 46 / 2 تا 59 / 2 گرم بود ، در زمان ارغون به 41 / 2 و بالاخره در سال 733 ه به 4 / 1 گرم رسيد . كاهش عيار سكهها براى تجار بيشتر زيانآور بود . بطورى كه اين زيانگاه تا بيست درصد مىرسيد . همين تزلزل ، كيخاتو را بر آن داشت كه زير نفوذ وزيرش صدر الدين اسكناس را رايج كند .
مردم مكلف بودند كه تمام طلا و نقرهاى را كه داشتند تحويل خزانه بدهند . مجازات سرپيچى ، مرگ بود . با تمام تلاش دولت ، پس از دو ماه عمل دولت با شكست قطعى روبرو شد .
چون غازان به فرمانروايى رسيد ، در مقام اصلاح برآمد . وى حق ضرب سكهء بعضى از كشورها را لغو و اين كار را به ضرابخانههاى رسمى واگذار كرد . واحد مسكوكات و واحد مقياسات را در سراسر قلمرو خود يكسان نمود . در زمان الجايتو كمابيش نظم سابق حفظ شد ، ولى در زمان ابو سعيد عيار مسكوكات پايين آمد و ارزش درهم نقره در برابر دينار نوسان داشته و ده تا بيست درهم نقره هم ارزش با يك دينار بوده است .
در ايران ارزندهترين واحد پول تومان بود كه در اصل مىبايست ارزش ده هزار دينار را داشته باشد .
نوسان ارزش پول ، نوسان قيمتها را به دنبال داشته است و به اين سبب به آسانى نمىتوان با مقياسهاى امروزى ارزش واقعى پول آن زمان را تشخيص داد . » « 1 »
به نظر محققان شوروى با « سلطهء مغولان ، بهرهكشى فئودالى از روستاييان به مراتب شديدتر از پيش شد . روستاييان مىبايست قريب سى گونه ماليات و بيغار را بپردازند و انجام دهند .
يكى از مالياتهاى اصلى مال يا خراج يا ماليات ارضى بود كه به جنس يعنى به صورت سهمى از حاصل زمين و يا در نواحى مجاور شهرها نقدا مأخوذ مىگرديد . ميزان خراج در نواحى مختلف يكسان نبود و گاهى اضافهاى به نام فرع به ميزان ده درصد مبلغ خراج به آن افزوده مىگرديد . فاتحان ، مالياتى به نام قپچور وضع كردند كه نخست فقط از چادرنشينان ، به ميزان يك درصد از تعداد دامها مأخوذ مىشد و بعدها به شكل ماليات نقدى و سرانه از روستاييان و شهريان گرفته شد .
ميزان اين ماليات نيز در نقاط مختلف يكسان نبود ، ماليات سرانه يا جزيه كه علىرغم شريعت اسلامى نهتنها از مسيحيان و زرتشتيان و يهوديان ، بلكه از مسلمانان نيز گرفته مىشد براى پيروان اسلام بىاندازه توهينآميز بود .
گذشته از مالياتهاى يادشده ، عوارض گوناگون ديگرى جنسا و نقدا از روستاييان گرفته مىشد كه « اخراجات » ناميده مىشد و صرف نگهدارى دستگاه اميران و لشكريان و مأمورين عالىمقام و ايلچيان و غيره مىگشت . روستاييان مىبايد براى اسبان جو و علف ، و براى
هامش
( 1 ) . اشپولر ، تاريخ مغول در ايران ، ترجمهء ميرآفتاب ، پيشين ، ص 296 به بعد .