تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1070

مساهمون:

ص١٠٧٠
واقع نشد . از مظالم مأمورين كاسته نشد ، در دوران زمامدارى الجايتو و ابو سعيد تا زوال حكومت ايلخانان ، وضع بيش‌ازپيش رو به تباهى نهاد و هرج‌ومرج و نابسامانى فزونى گرفت . » « 1 »

سياست مالى اوكتاى

بارتولد مىنويسد : « منكو نقشهء اوكتاى را در مورد تنظيم امور وصول مالياتها و پايان بخشيدن به خودكامگى در اخذ عوارض ، تجديد كرد . خان بزرگ علنا اعلام داشت كه انديشهء وى متوجه اعتلاى سطح رفاه و آسايش مردم است نه پر كردن خزانهء خويش . چون ارغون و ديگر امراى مغرب در قوريلتاى ( 649 ه . ) حضور يافتند ، منكوقاآن نطقى خطاب به ايشان ايراد كرد و ضمن آن چنين گفت : « شكى نيست كه هركس نيازمنديهاى اتباع و ناحيهء قلمرو خويش را بهتر مىداند و راه و رسم اصلاح و رفع نقايص را نيكوتر مىشناسد . » بدين‌سبب فرمود تا هريك از ايشان عليحده كتبا وضع ناحيهء خويش را گزارش دهد و اقداماتى را كه براى رفاه و آسايش مردم بتوان به عمل آورد ذكر كند . تقريبا همهء ايشان از سنگينى بار ماليات همچون بلاى عمده و آفت اصلى ياد كردند و لزوم محدود كردن آن را ثابت نمودند . بنا به گفتهء رشيد الدين « چون كار ظلم و تعدى بالا گرفته بود ، دهاقين از كثرت زحمات و مطالبات و تكليف و عوارض به جان رسيده بودند تا به حدى كه محصول ارتفاعات به نصف مطالبات وفا نمىكرد : « اين‌بار بر خلاف احكام و تصميمات اوكتاى قاآن ، ماليات نقدى تعيين شد ، ولى دربارهء ميزان آن اخبار متناقضى به دست ما رسيده است . اين خود نشان مىدهد كه اوامر منكوقاآن در اين زمينه بر روى كاغذ باقى مانده به موقع اجرا گذاشته نمىشده است . بنا به گفتهء رشيد الدين ، در دورهء مغولان چين و ماوراء النهر حداكثر ماليات سرانه 15 دينار بوده است . ( در متن ديگر 11 دينار ) و در خراسان و ايران 7 دينار ، و حداقل در همه‌جا يك دينار بود . به گفتهء جوينى منكوقاآن براى خراسان حداكثر 10 دينار و حداقل يك دينار معين كرده بود . همهء هزينه‌هاى دولت از محل اين ماليات مىبايست پرداخته شود . . . دربارهء نحوهء وصول ماليات توسط ارغون ، گراكوس مورخ چنين مىگويد : از مردم بيش از حد توانايى ايشان ماليات مطالبه مىكردند و كار ايشان را به فقر مىكشاندند ، آن‌گاه رنج و شكنجه‌شان مىدادند و كسانى را كه پنهان مىشدند ، مىگرفتند و به قتل مىرسانيدند . هركس قادر به پرداخت نبود ، كودكانش را مىگرفتند . زيرا كه مسلمانان ايرانى همراه ايشان بودند . ولى شاهزادگان فرمانفرماى نواحى نيز در اعمال شكنجه و اخاذى يارىشان مىكردند و ضمنا خود نيز نصيبى مىبردند . . . » « 2 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 325 به بعد . ( 2 ) . تركستان‌نامه ، پيشين ، ص 1022 به بعد .