تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1065

مساهمون:

ص١٠٦٥
شد ، فرمان داد تا ماليات بر مستغلات و ماليات بر درآمد وضع گردد ، به‌طورى كه رعايا مىبايست يك درصد از احشام و ده درصد از محصولات غلات را به دولت تحويل دهند . در مناطق غربى قلمرو مغولان ، يعنى در مغرب و جنوب رود جيحون ، ماليات از تك‌تك رعايا ، و در چين از هرخانواده دريافت مىشد . درآمد مالياتى به خزانهء دربار اوكتاى مىرسيد ، و به همين سبب است كه مقدارى از اين درآمد نيز به صورت مواد خام بود . « زمام‌داران مناطق غربى و شاهان دست‌نشانده ، صاحب‌منصبان مخصوص براى دريافت ماليات در اختيار داشتند . امير ارغون حاكم و محمود يلواج خود نيز مأمور دريافت ماليات بودند و مأموران مخصوص ماليات به اين حكام كمك مىكردند . آن‌طور كه از منابع ارمنى روايت مىكنند ، در قفقاز نوعى جزيه متداول بود كه شامل تمام مردانى كه بيش از ده سال داشتند مىشد . . . اين جزيه عبارت بود از 50 كيلو جو ، 25 كيلو انگور ، 1 كيلو برنج ، دو بند طناب و يك سكه نقره ، يك تير و يك نعل . گذشته از آن براى هر بيست رأس دام ، مىبايست يك رأس دام و 5 سكه نقره به عنوان جزيه به مغولان داده شود . درجهء اعتبار اين گزارش معلوم نيست . آنچه مسلم است ، در جريان اخذ ماليات غرض‌ورزى و سودجويى و نقض مقررات زياد به كار مىرفته است . گاه اگر خانواده‌اى دستور مأمور ماليات را اطاعت نمىكرد ، مأمورين فرزندان آن خانواده را مىربودند . به موجب قانون چنگيز ؛ روحانيان ، اشراف ، ترخان و كودكان از پرداخت ماليات معاف بودند . گاه اين معافيتهاى مالياتى ناديده گرفته مىشد و مثلا از روحانيان مسيحى نيز ماليات مىگرفتند . در فارس طبق روش خلفاى راشدين ، ميزان ماليات را تا يك‌دهم بهاى محصول تنزل مىدادند . در آغاز زمامدارى منكو ، به سبب افزايش مخارج دولت ، تصميم گرفتند به وضع دريافت ماليات صورتى تازه دهند . به اين سبب سرشمارى تازه‌اى به عمل آمد و مستغلات كشاورزى از نو تخمين زده شد . هيأتهايى به نقاط مختلف كشور گسيل شده ، شاهزادگان و امرا از امتيازاتى كه تا آن هنگام داشتند محروم شدند . از عشاير ماليات دام « قپچور » مىگرفتند و مقرر گرديد ماليات مرتبا و ساليانه دريافت شود . ولى از شدت عمل و زياده‌روى و تجاوز خوددارى كنند . ماليات شامل حال مالكانى مىشد كه رمهء آنها از بيش از صد دام تشكيل شده بود ، در اين صورت يك درصد از دامها به دولت تعلق داشت . علاوه بر اين ، ماليات بر مستغلات ( قلان ) و ماليات بر درآمد ( تمغا و يا باج ) براى ساكنان شهرها و كسبه وضع شده بود ، كه در آغاز عبارت بوده از يك دينار در برابر هر 240 دينار و بعدها از يك دينار در برابر هر 120 دينار ، و بالاخره در چين و ايران جزيه
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1065 | مرتضى راوندى