تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1061

مساهمون:

ص١٠٦١
كسانىكه وسايل ضيافت را آماده مىكردند مىستاندند ) ، سلامانه مالياتى بوده كه براى بارعام شاه مىگرفتند و همچنين به مالياتى گفته مىشد كه مردم به سبب دريافت خبر سلامت شاه مىپرداختند . اخراجات قلاع و طوابيل و چوقه‌كاه ( مالياتى كه بابت مخارج نگاهدارى قلاع و اصطبلهاى سلطنتى و شكارگاههاى سلطنتى مىگرفتند ) ، مرغ ، مكلف كردن مردم به دادن طيور اهلى ، گوسفند قلان بيگارى ، قپچور ( ماليات مواشى ) ، يرغو ( ماليات بابت تحقيق دريافت جرايم ) سرغو و ساير تكاليف ديوانى يا مطالبات سلطانى يا هرچه از راه ماليات به هربهانه و عنوان كه ممكن بود بگيرند . بار عمدهء ماليات را كماكان بر دوش دهقانان مىنهادند ، هرچند صاحبان سيورغال را از تأديهء مالياتهاى مختلف معاف مىكردند ، با اين‌همه از كجا معلوم كه صاحب سيورغال اين‌گونه مالياتها و نظاير آنها را از زارع به نفع خود نمىستانده است . زيرا دليلى كه خلاف اين نكته را ثابت كند در دست نداريم . « در سنه‌اى كه تاريخ آن 893 ه . ، 1488 ميلادى است ، يكى از موقوفه‌هاى فارس را از پرداخت 27 نوع ماليات و عوارض معاف كرده‌اند . . . » « 1 » ابن خلدون محقق و جامعه‌شناس بزرگ قرون وسطا ضمن بحث در پيرامون وضع خراج در مراحل مختلف مىگويد : « خراج‌ستانى در آغاز تشكيل دولت به علت كم بودن مخارج دولت و نقصان تشكيلات به زيان مردم نيست و مردم با علاقه كار مىكنند و ماليات را مىپردازند ، زيرا ميزان ماليات بسيار ناچيز است و تحميلى بر مردم نيست . ولى پس از آن‌كه دولت چندى دوام يافت و پادشاهان يكى پس از ديگرى به سلطنت ادامه دادند ، به تدريج بر تعداد عمال و كارگزاران ديوانى اضافه مىشود و مخارج و تشريفات آنها فزونى مىگيرد و در نتيجهء فرورفتن درباريان در ناز و نعمت و تجمل‌خواهى و افزون‌طلبى روزبه‌روز بر ميزان خراج افزوده مىشود . آن‌وقت بر تكاليف و تقسيم‌بندى خراج رعايا و كارگزاران و كشاورزان و ديگر كسانى كه خراج مىپردازند ، مىافزايند و بر ميزان كليهء تكاليف و تقسيم‌بندىها مبلغ بزرگى اضافه مىكنند تا عايدى آنان از خراج‌ستانى بيشتر شود . و گذشته از اين ، از بازرگانان و پيشه‌وران و دروازه‌ها نيز باجهايى مىگيرند . . . تا به مرحله‌اى مىرسد كه خراجها و وامها ، رعايا را سنگين‌بار مىكند و براى آنان كمرشكن مىشود . . . آن‌گاه اضافات مزبور از حد اعتدال خارج مىشود و رعيت بهبود زندگى و نيكوحالى پيشين را از دست مىدهد و از فعاليت و كوشش براى آبادانى بازمىايستد ، زيرا وقتى كه مخارج و وامها و ميزان خراجگزارى خود را با مقدار بهره‌بردارى و سود خود مىسنجد و مىبيند سود اندكى برمىدارد ، آن‌وقت در ورطهء نوميدى غوطه‌ور مىشود . از اين‌رو جمعيت بسيارى به كلى از آبادانى دست مىكشند .
هامش
( 1 ) . مالك و زارع در ايران ، ص 207 به بعد .