تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1055

مساهمون:

ص١٠٥٥
غزغان و اوانى و آلات مردم مىبردند و چهارپاى در باغات مردم مىكردند و باغى كه به زيادت از ده سال به صد هزار زحمت معمور گردانيده بودند ، به يك روز خراب مىكردند . و اگر اتفاقا در آن باغ كهريزى بودى و چارپايان درافتادى ، خداوند باغ را مىگرفتند و به اضعاف بها از وى مىستدند . . . و در بعضى ولايات چندان محصل و غلامان و سرهنگان ايشان مىبودند كه به حقيقت به هريك رعيت ، دو از ايشان بودندى . چنان نقل كردند كه در سنهء احدى تسعين و ستمايه كه در ولايت يزد على خواجه پسر عمر شاه سمرقندى حاكم بود ، يكى از ملاك به ديهى رفت كه آن را فيروزآباد گويند . از معظمات ديهها آنجا ، تا باشد كه از ارتفاع ملكى كه داشت چيزى تواند ستد و هرچند سعى نمود ، در سه شبانروز هيچ آفريده از كدخدايان را به دست نتوانست آورد و هفده محصل صاحب برات و حوالت در ميان ديه نشسته بودند و دشت‌بانى و دو رعيت را از صحرا گرفته بودند و به ديه آورده و به ريسمان درآويخته مىزدند تا ديگران را به دست آورند ، مأمولى جهت ايشان حاصل كنند . و قطعا ميسر نشد و مجموع آن محصلان و اتباع را علوفه و علفه و شراب و شاهد بايستى و از اين معانى قياس توان كرد كه ديگر انواع ظلم چگونه بوده باشد . » سپس رشيد الدين فضل اللّه مىنويسد : در دوران سلطنت غازان خان ، پس از تحمل رنج بسيار و صدور بخشنامه‌هاى مكرر ، به تدريج دست مأمورين را از تجاوز به حقوق كشاورزان كوتاه كردند . به طورى كه « در اين چند سال ، هرگز دانگى زر و يك تغار و خروارى كاه و گوسفندى و يك من شراب و مرغى به زوايد و نمارى و يام و ساورى و ترغو و علفه و علوفه و غيره به هيچ ولايت حوالت نرفته و نستده‌اند . و حق تعالى بركت اموال و حقوق ديوانى چنان داده كه در هيچ عهدى و زمانى چنان از آن‌قدر جامه كه در سالى پادشاه اسلام خلد سلطانه صرف مىفرمايند و مىبخشد ، ديگران در مدت پنج سال خرج نكرده‌اند . . . و همهء خلق ، شاكر و راضى و ثناگوى و آسوده گشتند . . . و بدان واسطه عوانان و سرهنگان بسيار كه عدد ايشان زيادت از رعاياى مال‌گزار گشته بود و مستغل و خورش ايشان از خون و مال رعايا عاجز . . . بود كوتاه‌دست شدند و از آن حرام‌خوارگى بىبهره شدند . ايشان را نيز ضرورى باشد كه از پى رزقى حلال مانند تجارت و زراعت و گل‌كارى و انواع عمارات بروند و از عادات بد به اشتغال نيك و رزق حلال دست زنند . چون دو سه سال از كارهاى بد به كارهاى نيك مشغول شوند ، آن عادات و تصرفات و حركات مذموم فراموش كنند و دنيا را از نو رسمى و آيينى پديد آيد . » يكى از اقدامات خير دورهء غازان خان ، اين بود كه كارشناسان و ارزيابان به نقاط مختلف مملكت حركت كردند و ميزان ماليات و عوارض هركس را مشخص و معين كردند . « هم برين موجب قانون لوح هرموضعى بنهند تا متصرفان مذكور به دل خود متوجهات ديوانى زيادت از آن نتوانند ستد و اهل آن موضع نيز در زحمت نباشند . » « 1 »
هامش
( 1 ) . تاريخ مبارك غازانى ، پيشين ، ص 77 به بعد .