تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1053

مساهمون:

ص١٠٥٣

رشيد الدين فضل اللّه ظلم مأمورين ديوانى را شرح مىدهد :

رشيد فضل اللّه در تاريخ غازانى به تفصيل شرح مظالم و بيداگرىهاى مأمورين وصول ماليات را توصيف و بيان مىكند ، و ما قسمتهايى از آن را اجمالا يادآور مىشويم : « پيشتر بعضى از حكايات و احوال آن‌كه در هر ولايتى اموال و حقوق ديوانى را بر چه وجه مىستدند و انواع آن چند بود و سوء التدبير وزرا و فنون ظلم و تعدى كه به هرسببى و علتى دست‌آويز ساخته و ولايات را خراب مىكردند و رعايا را درويش مىگرداندند تا متفرق مىشدند ، بر سبيل اجمال ياد كرديم . » سپس مىنويسد : براى وصول عوارض و مالياتهاى گوناگون ، هريك از ولايات و نواحى را به حاكمى به مقاطعه مىدادند « و آن حاكم در سالى دو قپچور ( شايد ماليات مواشى بوده است ) و در بعضى مواقع بيست و سى قپچور را از رعيت بستدى . . . و به هروقت كه ايلچى جهت مهمى يا مطالبهء مالى و مايحتاجى به ولايت آمدى ، بدان بهانه حاكم قپچورى قسمت كردى و هرچند ايلچيان بسيار مىرسيدند و اخراجات و ملتمسات ايشان بىاندازه مىبود ، حاكم به وصول ايشان شاد شدى و نوبتى به اسم وجه مهمات و نوبتى به اسم علوفه و اخراجات و نوبتى به اسم تعهد و ملتمسات قسمت مىكردى و بعضى در آن مصالح مصروف داشتى و بعضى خويشتن بردى و بعضى به شحنه و بتيكچيان دادى تا همداستان و گواه دروغ او شوند . و از چندان مال كه از رعيت مىستدند ، به خزانه نفرستادندى . » به اين ترتيب رعاياى بينوا به عناوين مختلف از طرف مأمورين غارت مىشدند ، بدون اين‌كه پولى به خزانهء دولت برسد . در اين جريان بيچارگانى كه حواله يا براتى در دست داشتند و از ديوان وجه آن را مطالبه مىكردند ، حاكم به بهانه‌هاى مختلف به آنها جواب رد مىداد « . . . حاكم بهانه مىآورد كه چندين اويماق ايلچى بر سر من نشسته‌اند ، از كار ايشان پيشتر مىبايد ساخت و ارباب ادرارات و مرسومات و صدقات و غيرهم ، از اول سال تا آخر به مدافعهء امروز و فردا روزگار به سر برده برهنه و گرسنه مىنشستند . و كسانى كه چالاك‌تر مىبودند ، التجا به نواب حكام برده به شفاعت بسيار به يك نيمه بازمىفروختند و به عوض اين ، اجناس بد ، و بها مىستدند . چنان‌كه با هزار حيله با ربعى رسيدى و آن را كه اين معنى دست مىداد ، خود را كافى و مقبل مىدانست و ديگران به كلى محروم مانده بر ايشان حسد مىبردند . . . » « 1 » سپس رشيد الدين فضل اللّه پس از ذكر مظالم وزراء و همدستى آنها با حكام و مأمورين وصول ، مىنويسد كه سرسلسلهء دزدان صدر الدين چاوى بود . . . . اين حركات كه شرح داده شد ، هريك از وزراى متقدم بر آن اقدام مىنمود . لكن اين شيوه ، پيشه و صنعت صدر الدين چاوى بود و در آن قسم ماهر بود و اين مفسدات و ناالتفاتى را به عيوق رسانيد و به كلى كار مملكت‌دارى به زيان برد و در عهد او هيچ آفريده وجه براتى از ولايتى نتوانست ستد و هيچ مستحق ادرارى و مرسومى به حق خود نرسيد . چه تمامت بروات
هامش
( 1 ) . تاريخ مبارك غازانى ، به كوشش امير حسين جهانبگلو ، ص 74 به بعد .