يكسوم حقوق ديوانى و در سال سوم نصف آن را مىستاندند . هركس زمين مواتى را آباد مىكرد ، نسبت به آن واجد حق مالكيت و حق بيع مىشد « 1 » .
بهبود وضع كشاورزان :
قبل از عهد غازان ، مكرر به دستگاه حكومت اعلام مىشد كه در اثر آشفتگى اوضاع در اكثر ولايات به علت نبودن گاو و تخم و امنيت ، كشاورزان دل به كار نمىدهند و در سراسر كشور آب و زمين فراوان مهمل مانده است و كسى به اين گزارشات توجه نمىكرد .
غازان براى آنكه به اين وضع پايان داده شود ، پس از استقرار امنيت و كوتاه كردن دست مأمورين تجاوزپيشه ، فرمان داد تا اعتبارى در اختيار حكام و مقاطعهكاران بگذارند تا عوامل كار را در اختيار كشاورزان بگذارند و پس از به دست آمدن محصول آنچه دادهاند بازستانند .
جمعى از كشاورزان كه عادت به مفتخورى و ولگردى كرده بودند ، كليهء عوامل و دانههايى را كه به آنها داده بودند به مصرف رساندند و قدمى در راه عمران و آبادى منطقهء كار خود برنداشتند ، و بر خلاف ، بعضى ديگر با همت و پشتكار محصول شايانى به كف آوردند و حق دولت را در موعد مقرر پرداختند .
وضع دواب و چهارپايان نيز بر خلاف گذشته رو به بهبود نهاد . چنانكه اشاره شد سابق بر اين ايلچيان و دزدان و راهزنان در هرفرصت به دهات روى مىآوردند و به عناوين مختلف وسايل كار و زندگى كشاورزان را به يغما مىبردند و به گفتهء رشيد الدين فضل اللّه « هرسال . . .
چند هزار رعيت را سر و دست و پاى مىشكستند ، و همواره رعايا در پى الاغ سرگردان و حيران بودند . . . و رعايا از كار كردن و برزيگرى بازمىماندند . » غازان به موجب يرليغى ، نهتنها گرفتن الاغ از رعايا را قدغن كرد ، بلكه قوشچيان را از گرفتن كبوتر و مرغ منع كرد و دستور داد احدى گاو و گوسفند رعايا را به زور نگيرد و هرجا برج كبوتر است صيادان دام ننهند و به هيچ اسم و عنوان مزاحم جنبندگان نشوند .
غازان عملا دريافت كه بسيارى از كشاورزان از بيم تعديات مالكين و متنفذين محلى حاضر به آباد كردن اراضى باير نيستند . براى پايان دادن به اين وضع ، كليهء امرا و وزراء و اركان دولت را فراخواند و به آنان گفت : « ساليان دراز است كه مقدارى از اراضى اين مملكت باير و بىحاصل مانده و كشاورزان از بيم تعديات ديوانيان جرأت هيچ اقدامى ندارند و در نتيجه مناطق وسيعى از مملكت در حال خرابى باقى مانده است . غازان با استفاده از تعاليم و حسننيت خواجه رشيد الدين فضل اللّه ، به موجب فرمانى ، به كليهء مردم و كشاورزان اجازه داد تا با دلگرمى و اطمينان دست به كار آبادانى زنند و مناطق معموره را بين اولاد و احفاد خود تقسيم كنند . غازان به اين تدبير كه مورد تأييد عموم بود نهتنها به آبادانى مملكت كمك فراوانى كرد ، بلكه خزانهء مملكت نيز غنى شد و بىكارى و ولگردى و اشتغال به كارهاى ناروا رو به نقصان نهاد .
هامش
( 1 ) . مالك و زارع در ايران ، ترجمهء منوچهر اميرى ، پيشين ، ص 121 به بعد .