چهارپايان خودشان سقط شده است ، مىگرفتند . . . غازان خان به اين نتيجه رسيد كه اگر به لشكريان اقطاع دهد ، به مقصود خود مىرسند و ديگر سربار خزانهء مملكت نمىشوند . از اينرو در اين دوره به طور كلى متواليا همان حوادثى روى مىدهد كه در اواخر عهد عباسيان اتفاق افتاد .
رسم اقطاع در عهد غازان سبب ايجاد مسايلى شد كه با مسايل ناشى از رسم اقطاع در دورهء سلجوقيان اندكى فرق داشت .
در مورد اقطاعات ديوانى و لشكرى سلجوقيان ، بايد دانست كه حقوق موجود مالكان تا حدى حفظ شده بود و مقطع ميان سلطان از يك طرف و ميان مالك و زارع از طرف ديگر واسطه بود و اما در مورد اقطاعات غازان ، سرباز مغول بلافاصله در ميان ديوان و دهقان قرار مىگرفت و زارعان مىبايست بدهى مالياتى خود را به جاى ديوان ، مستقيما به سپاهيان بپردازند . از اين گذشته ، روستا را با روستاييانيكه در آن مىزيستند ، به اقطاع مىدادند و در اينگونه روستاها كه به اقطاع داده مىشد اگر دهقانان در مدت سى سال گذشته به جاى ديگر آمده بودند به اقطاع خود راه دهند . اگر يكى از آنان صاحب دو ده بود ، حق نداشت كه به اتكاى اين دليل ، دهقانى از آن ده را به اين ده منتقل كند . اقطاعات را نخست در ميان اميران هزاره تقسيم مىكردند ، و آنان زمين اقطاعى را ميان اميران صده قسمت مىكردند ، و وظيفهء اينان آن بود كه اقطاع را به اقطاعات كوچكتر و انفرادى بخش كنند ، سپس ترتيب اين تقسيم و توزيع را به حكومت مركزى اطلاع دهند . زمين مىبايست برحسب قرعه تعيين شود و حصهء هركس ( خراب و آبادان ) بر دفتر ثبت گردد .
بنا به اوضاع و احوالى كه بر اثر حملهء مغول و فرمانروايى آنان پديد آمده بود ، زمينهاى وسيعى در ايران و نواحى مجاور آن خراب شده بود . ناراضى بودن عامه ، مانع آباد كردن آنها مىشد . زيرا چنين مىپنداشتند كه اين زمينها يا ديوانى است يا اينجو و يا عبارت است از املاك شخصى .
غازان كه مىكوشيد به آبادانى كشور بيفزايد و اينگونه زمينها را از نو آباد كند ، براى اين منظور آنها را به سه دسته قسمت كرد : نخست زمينهايى كه آب داشت و آباد كردن آنها محتاج زحمت فراوان نبود . مقرر شد كه صاحبان اين زمينها در سال اول چيزى ندهند و در سال دوم يك ثلث حقوق ديوانى را بپردازند و دو سوم بقيه ، از آن عامر يعنى كسى باشد كه زمين را آباد كرده است ، به علاوه همهء محصول زمين به او تعلق يابد ، در سال سوم سهچهارم حقوق ديوانى از وى وصول گردد . . . دستهء دوم عبارت بود از زمينهايى كه تهيهء آب براى آنها محتاج كار و كوشش متوسط بود ، بنا شد كه صاحبان اين زمينها در سال اول چيزى ندهند و در سال دوم يكسوم و در سال سوم دو سوم حقوق ديوانى را بپردازند . دستهء سوم زمينهايى بود كه آباد كردن آنها محتاج ساختن بند يا تعمير كاريز بود . از صاحبان اين زمينها ، سال اول چيزى نمىگرفتند ، در سال دوم
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1051
مساهمون: مرتضى راوندى
ص١٠٥١