در فلسطين و مصر يعنى كشورهايى كه از تصرف روم شرقى خارج شدند ، عدهء يهوديان سخت ناچيز بود . آنها در فعاليتهاى تجارى ، همكاران هوشمندى چون مسيحيان داشتند ، و بالعكس در كشورهاى ساسانى كه به تصرف مسلمين درآمد ، يعنى خراسان و ماوراء النهر ، شمارهء يهوديان بسيار زياد بود . چه آنها در اين كشورها ، با استفاده از سادهلوحى مردم ، تاجران هندى را به تهمت مشرك بودن از ميدان رانده ، خودشان به دستاويز اينكه موحد هستند ، جاى آنها را غصب كرده ، به فعاليتهاى اقتصادى خود ادامه مىدادند .
اين مانع از آن نبود كه در هند و سند و كشمير كه مشرك بودند ، به تجارت و سوداگرى پردازند ، و در آنجاها خود را مشرك و غيرموحد معرفى كنند . در سال 1183 خاخام « فتحيا » سياح يهودى ، عدهء يهوديان ولايت بصره را به 600 هزار نفر تخمين زده است . در همان ايام ده هزار نفر يهودى در دمشق ، پنج هزار نفر در حلب ، چهار هزار نفر در حدود بغداد ، هفت هزار نفر در موصل ، پانزده هزار نفر در حربى ، ده هزار نفر در عكبرا و واسط ، ده هزار نفر در حله ، هفت هزار نفر در كوفه و دو هزار نفر يهودى در بصره اقامت داشتند . علاوه بر اين ، در مدينة الصور و نهر الملك ( نهر ملكا ) جز يهودى كس ديگر سكونت نداشت .
در عراق عجم و خراسان و ماوراء النهر عدهء زيادى يهودى مىزيستند . چنانكه در همدان سى هزار نفر ، در اصفهان پانزده هزار نفر ، در شيراز ده هزار نفر ، در غزنه هشتاد هزار نفر كه تجارت هند و كشمير را در انحصار داشتند . . .
مسيحيان نيز در بلاد مختلف پراكنده بودند ، دوازده ميليون فلاح قبطى در سراسر مصر سكونت داشتند كه از بركت كار آنان ثروت سرشار فاطميان تأمين مىگرديد . تعداد اين بوميان از قرن 12 و 13 به سرعت رو به نقصان نهاد .
در مورد اين مالياتها ، در كشورهاى اسلامى كه مبانى حقوقى خود را از ايران عهد ساسانى گرفته بودند ، بيش از ديگر كشورها چون روم و كشمير و نوبه ، رعايت انصاف و عدالت مىشد .
يعنى فقرا از اين بابت ساليانه 75 / 5 فرانك و مردم ميانهء احوال 50 / 11 و افراد مرفه و غنى 30 فرانك به خزانهء دولت مىپرداختند . اين ماليات ابتدا هرشش ماه يا هرسه ماه يكبار به وسيلهء مؤبدان و كشيشهاى محلى جمعآورى مىشد . ولى از سال 976 تصميم گرفتند كه اين ماليات را فقط يك مرتبه در نخستين ماه هرسال گردآورى كنند و افراد ناقص عضو و بيمار و تنگدست را از پرداخت اين ماليات معاف داشتند .
از قرن دهم ميلادى به بعد ، وضع اقتصادى و اجتماعى اقليتهاى مذهبى بهتر شد و آنها مىتوانستند پيشوايان و مديران خود را آزادانه انتخاب كنند . يهوديان شام و مصر اتحاديههاى خود را « كنيسه » يعنى كنشت مىناميدند ، ولى از لحاظ تشكيلاتى نهتنها اسما معبد آنها ، بلكه عملا دار القضات و دار التجاره و مركز اقتصادى و صرافى و دستهبندى صنفى آنها نيز بود .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1047
مساهمون: مرتضى راوندى
ص١٠٤٧