تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1046

مساهمون:

ص١٠٤٦
مىكردند و از ورود بعضى مواد جلوگيرى مىنمودند . بعضى از وزراء از محصولات داخلى حمايت مىكردند و برخى بر خلاف ، به آزادى مبادلات معتقد بودند . گاه در گمرك از ورود اسلحه و غلام و مكاتبات جلوگيرى مىشد . در قرن دوازدهم مسافرينى كه در اسكندريه ، يعنى در منطقهء قدرت صلاح الدين ايوبى پياده مىشدند ، مكلف بودند كه به سئوالات پليسى كه از طرف مأمورين مالياتى معرفى مىشد پاسخ بدهند . اين مأمورين از هريك از مسافران اطلاعات كاملى كسب مىكردند .

وضع اقتصادى اجتماعى زنهاريان يا اقليتهاى مذهبى

نامسلمانانى كه پشت در پشت يعنى در طى ساليان دراز در خاك اسلام مىزيستند ، « ذمى » خوانده مىشدند . ولى از لحاظ حق سكنى با زنهاريان يا ( مستامنه ) كه اجنبيان باشند ، فرق كلى داشتند . به موجب عهدنامه‌اى كه داشتند ، مىتوانستند در پناه حكومت اسلامى به زندگى خود ادامه دهند . فقط اهل الكتاب يعنى بعضى از ملل شرق كه مذهبشان از منبع وحى سرچشمه گرفته بود ، مىتوانستند در صف ملل ذمى وارد شوند . بنابراين مشركها و ستاره‌پرستها جزء ملتهاى ذمى محسوب نمىشدند . اقوام و ملتهاى گوناگونى نظير نسطوريها ، يعاقبه ، ملكيان ، ارمنيان ، گرجيان ، قبطيان ، نوبيان ، سامريان ، خزريان و غيره ، و صابئه يعنى يزدان‌پرستان شرق ، مانند بوداييان و كلدانيان و پارسيان و زردشتيان سغد و خوارزم و فرق مختلف يهودى و انواع مانوى ، در عداد اهل ذمه قرار داشتند و مذهبشان آزاد و مجاز بود . اينك وضع بعضى از آنها : « ترسايان ، از دورهء ساسانيان به بعد ، كليساى نسطوريان به رسميت شناخته شد و رئيس آن را « جاثليق » مىناميدند . در عهد اسلام يعقوبيان و ملكاييان هريك يعنى آنها كه به قيصر روم به چشم پاس مىنگريستند ، نيز به رسميت شناخته شدند و هركدام زعيمى براى خود تعيين كردند كه خليفه نيز او را جواز اقامت ارزانى فرمود . ترسايان نوبه ، با اين‌كه در خاك اسلام مىزيستند ، در حكم زنهاريان بودند و به پادشاه نوبه گرويده و از نوعى كاپيتولاسيون برخوردار بودند . اما جهودان ، آنها كه در شرق فرات سكونت داشتند ، از عهد ساسانيان باز خليفه‌اى داشتند به عنوان رأس الجالوت كه مقر او اصلا در مداين و بغداد بود و آنهايى كه در غرب فرات يعنى در شام و فلسطين و مصر مىزيستند ، از عهد قيصر روم يوليانوس مشهور به مرتد ( 363 - 361 ) بودند و خليفه‌اى به نام شارهاشاريم داشتند كه در عصر خلفاى فاطمى در قاهرهء قديم سكونت داشتند . سياح يهودى بنيامين تودلى كه در سال 1165 در مشرق‌زمين مسافرت كرده است ، مىگويد : « روميان ، يهوديان فلسطين را قتل‌عام كرده‌اند . ولى در حقيقت شمارهء يهوديان در فلسطين چيزى نبود . »