تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1045

مساهمون:

ص١٠٤٥
همه‌شب ز فرياد و زارى نخفت ، * يكى بر سرش كوفت سنگى و گفت « تو هرگز رسيدى به فرياد كس ، * كه مىخواهى امروز فريادرس ؟ همه تخم نامردمى كاشتى ، * ببين لاجرم بر ، كه برداشتى ! كه بر جان ريشت نهد مرهمى ؟ * كه دلها ز ريشت بنالد همى ! تو ما را همى چاه كندى به راه ، * به سر لاجرم درفتادى به چاه
سعدى در اين مقام خود را وكيل الرعايا دانسته و آن ژاندارم و خراج‌ستان را نكوهش فرموده است . در مواردى كه محبوسين و زيان‌ديدگان خود را بىتقصير مىدانستند ، مىتوانستند به ديوان مظالم شكايت كنند . قانونا از زمينهاى ديم به نصاب ده‌يك و از زمينهايى كه آبيارى مىشد به نصاب نيم ده‌يك ماليات مىگرفتند و عملا بيش از دو برابر اين نصاب خراج درمىآوردند . باغهاى ميوه و موستانها تا قرن دهم هيچ‌گونه مالياتى نمىدادند . ولى از سال 915 محكوم به پرداخت ماليات سنگينى شدند . از دستگاههاى عصارى يعنى آسيابهاى روغنگيرى و دستگاههاى گلابگيرى ، يعنى تقطير گلسرخ نيز ، گرفتن باج و حقوق ديوانى معمول شد . در قرن نهم هنوز به كشاورزان ظلم و ستم بسيار روا مىداشتند و براى گرفتن ماليات آنها را زندانى مىكردند . گاه به ضرب چوب و فلك و شكنجه‌هاى بدنى از آنها خراج مىگرفتند . ولى از آغاز وزارت على بن عيسى ، نخست‌وزير مقتدر خليفه ، يعنى از سال 919 ميلادى به بعد ، اين طرز خراجگيرى منسوخ شد ، و اگر تصادفا بعضى از مأمورين به اين قبيل وسايل ناجوانمردانه براى اخذ ماليات متوسل مىشدند ، از طرف مردم به آنها شديدا اعتراض مىشد . با اين‌كه از لحاظ مقررات اسلامى مجوزى براى اخذ باج و حقوق گمركى وجود نداشت ، مأمورين از هرنوع كالايى ماليات مىگرفتند و براى اجراى نقشهء خود در تمام بندرها و سرحدها ، رصد يعنى گمركخانه مىساختند . بنا به گفتهء ابن جبير ، كالاهاى مختلف و مسافران را به طرزى غيرقابل‌تحمل تحت بازجويى و تفتيش قرار مىدادند . الفاظ دوانه « 1 » و تعرفه « 2 » فرانسوى به معنى حقوق گمركى و تعرفهء گمركى از لغات عربان صقليه و اندلس مأخوذ است . حقوق گمركى برحسب ارزش اشياء تعيين مىشد و ميزان عوارض برحسب جنس ، از ده درصد تا دويست درصد فرق مىكرد . بعضى از ممالك از برخى از كالاهاى داخلى حمايت
هامش
( 1 ) .Dauane( 2 ) .Tarif