شريكى . . . » « 1 »
باج و خراج و شكل وصول آن در ممالك اسلامى
« در اصل حقوق اسلامى سه نوع ماليات شرعى وجود دارد : اول دهيك يا خراج زمين كه زكات يا عشر مىناميدند . دوم حقى كه صدقه ناميده مىشد و هرمسلمانى به منظور كمك به بينوايان مىپرداخت . سوم سرگزيت يا جزيه كه ملل تحت الحمايهء اسلام نظير حرانيان ، ارانيان ، سغديها ، زردشتيان ، شمنان ، صابيان ، ارامنه ، گرجيها ، نسطوريان ، ملكاييان ، مارونيان ، سامريان ، جهودان و يعقوبيان يا قبطيان به جاى خدمت نظام وظيفه مىپرداختند . كليهء مالياتهاى ديگرى كه در تيجهء تكامل طبيعى تمدن به وجود آمده بود ، از نظر حقوقدانان و عامهء مردم تحميل و تجاوز به جامعهء مسلمانان ، و چون بدعت تلقى مىشد . به اين ترتيب مالياتهاى غيرمستقيم ، مالياتى كه از مشروبات الكلى و فواحش گرفته مىشد و حقوق گمركى و غيره ، در نظر عامهء مردم نامشروع بود .
گاهوبىگاه ، بعضى از زمامداران ، به قصد عوامفريبى و يا به پيروى از روش صدر اسلام ، چندى از گرفتن مالياتهاى غيرمشروع خوددارى مىكردند . ولى همينكه موقعيت سياسى آنها تثبيت مىشد ، بهانهاى به دست مىآوردند و بار ديگر به گرفتن مالياتهاى گوناگون و گاه به اخذ مالياتهاى بازپس مانده برمىخاستند . در حالى كه فارس ، كه ميان دهقانان يا مالكان خرد و بزرگ منقسم بود ، سرمشق خراجگزارى بود . مصر نيز كه مردمش فلاح يعنى برزگر روزمزد بودند ، سرمشق باجگيرى به قلم مىآمد . آنجا در قرن دهم ، يازدهم ، دوازدهم ، و سيزدهم ميلادى از همه چيز باج مىستانيدند و به قول مقريزى باجگيران مصر بهجز از هوا كه مردم استنشاق مىكردند ، از هرشىء ديگر باج مىخواستند .
به علاوه مؤديان ناگزير بودند هشت درصد به عنوان ربح مال و ده درصد به عنوان حق صرف پول و حق درمگزينى و يك درصد باب حق مهر ( يا فتجه ) يعنى كلا نوزده درصد فرع زايد بر اصل پرداخت كنند .
ابن مدير در قرن نهم و ابن نسطوريوس در قرن دهم ، از بنيانگذاران اين اجحافات بودند . در سال 815 نساجان قبطى شهر نتيس بطريق و پيشواى مذهبى خودشان كه از آن حدود عبور مىكرد از سنگينى باج شكايت كردند و گفتند امسال پنج برابر حق عادى از ما باج مىطلبند .
بهطورى كه يكى از نويسندگان عرب نوشته است ، عوارض و ماليات در مصر بسيار سنگين است . مخصوصا در نتيس و دمياط كه بر كرانهء رود نيل قرار دارند . اين ماليات طاقتفرساست .
هامش
( 1 ) . رحيم فرمنش ، احول و آثار عين القضاة ، تهران ، 1338 ، ص 38 .