تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1041

مساهمون:

ص١٠٤١
آن مال چندان برگيرد كه زنى بخواهد و مسكنى بسازد و مركوبى به دست آورد . هركس بيشتر از اين بردارد . . . روز قيامت بر سر وى ندا مىكنند كه اين خيانت‌كننده است : اين دزد بيت المال است و اين‌قدر رخصت كسى راست كه مقدر رزق ندارد . اما آن‌كس كه جامگى دارد ، وى را آن‌قدر حرام است . . . چون ابو بكر صديق به خلافت بنشست ، گفت : اى مسلمانان بدانيد مرا عيال است و حق ايشان بر گردن من است و ايشان را ضايع نتوان گذاشت و حرفت من بزازى ، نيك شغلى بود ، امروز از بهر شغل مسلمانان از آن بازماندم . مسلمانان همه اتفاق كردند كه قدر كفايت و مؤونت از بيت المال بردارد . » « 1 »

پادشاهى كه فكر اقتصادى داشت

يكى از مدعيان ملكشاه بن الب ارسلان ، ملك قاورد بود . اين مرد به طورى كه از تاريخ سلاجقه برمىآيد ، پادشاهى بود كه انديشه و فكر اقتصادى داشت تا جايى كه « در محافظت عيار نقدى كه مىزد مبالغت نمودى چنان‌كه در مدت 24 سال كه پادشاه بود ، نيم‌ذره در نقد او زيادت و نقصان نرفت . هرگز رخصت نداد كه بر خوان پيش او بره و بزغاله آورند . . . و گفتى بره طعام يك مرد باشد و چون يك ساله شد طعام بيست مرد بود و در پروردن آن رنجى به كسى نمىرسد . علف از صحرا مىخورد و مىبالد . » « 2 » اى كاش همهء زمامداران تا اين حد عاقل و مآل‌انديش بودند . آزمندى آدمى : غزالى در مورد آزمندى و حرص ، از قول عيسى ( ع ) مىنويسد : « مثل جويندهء دنيا چون مثل خورندهء آب درياست و هرچقدر بيش خورد تشنه‌تر مىشود . مىخورد ، مىخورد تا هلاك شود و هرگز آن تشنگى از آن نمىشود . . . » اندرزى به آزمندان : نويسندهء بحر الفوايد نيز مانند غزالى با نظرى عرفانى خطاب به مال‌اندوزان و آزمندان جهان مىگويد : « چون عمر مختصر باشد ، مال بسيار چه سود . چون خانه گور خواهد بود ، حجرهء زرين و سيمين چه سود . چون تخت و كلاه دولت و مملكت حسرت خواهد بود ، جمع و منع چه سود . چون عمر وفا نخواهد كردن ، توفر خزانه را چه سود ، اگر آواز امارت پسر آدم به شرق و غرب رسد و اهل مشرق و مغرب بر وى خطبه كنند و خراج به ديوان وى آرند ، جان تنها بايد كندن و در گور تنها بايد خفتن و حساب تنها بايد دادن . » « 3 » عين القضات همدانى از سر خيرخواهى به يكى از ياران ديوانى خود چنين مىنويسد : « اى عزيز اگر گويم شب و روز جز به معصيت مشغول نيستى ، برنجى ، چه گويى شب و روز جز اين كارى دارى كه قريب ده بار هزار هزار دينار به ظلم به قلم خويش قسمت كنى ؟ اگر مال صالح است مستحق آن نه تركانند . هرمعصيتى كه تركان كنند در خرج آن مال تو در آن معاصى
هامش
( 1 ) . بحر الفوايد ، به اهتمام دانش‌پژوه ، ص 161 . ( 2 ) . تاريخ كرمان ، پيشين ، ص 84 . ( 3 ) . بحر الفوايد ، ص 70 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1041 | مرتضى راوندى