مىداشتند و از راه شكنجه و آزار دارايى ايشان را ضبط مىنمودند . اين وضع در تمام نقاط ، شورش و هرجومرج توليد نموده بود . يك نظر اجمالى به اوضاع مزبور بر ما معلوم مىسازد كه دولت عباسيان از هنگام مداخلهء تركها در كار خلفا ، تا چهاندازه دستخوش آشفتگى بود . اين جماعت به اندازهاى قدرت يافته بودند كه به ميل خود هركس را از منصب و مقام خويش بر كنار مىكردند و هرشخصى را كه مىخواستند به مقامهاى مهم مىگماشتند و وزيران را انتخاب مىنمودند .
در كتب تاريخ نقل شده است كه در مدت بيست و چهار سال و يازده ماه و شانزده روز ، دوران خلافت المقتدر چهارده نفر زمام حكومت را در دست گرفتند . . . علت تغيير زياد وزيران ، آن بود كه براى تهيه و تأمين پول به منظور فرونشاندن حرص و آز درباريان خلافت و غلامان و فرماندهان ترك راهى بيابند . نامزدهاى مقام وزارت ، نزد تركهاى مزبور و گيسسفيدان دار الخلافه و مادران خلفا ظاهرسازى و پشتهماندازى مىكردند تا ايشان را نزد خليفه به ياد آورند و روى مبلغ پولى كه خليفه براى فروش منصب وزارت به داوطلب آن مىخواست چانه مىزدند .
هرگاه داوطلب وزارت توانايى آن را داشت خليفه آن مقام را به او واگذار مىكرد و به وى اجازه مىداد كه وزير پيشين را تعقيب كند ، و پولهايى را كه در زمان وزارتش گرد آورده بود ، از او مطالبه نمايد و اين كار را با خشونت زياد حتى از راه زجر و شكنجه انجام بدهد ، و مبالغ گزافى را كه دارايى او و خانواده و كسانش كفاف آن را نمىداد بر او تحميل كند ، دارايى كسان و بستگانش را نيز ضبط كند و آنان را از كار بر كنار سازد . چيزى نمىگذشت كه دربارهء وزير تازه نيز همين قسم رفتار مىشد و پس از مدتى كوتاه كه خود طلبكار و بازخواستكننده بود ، به صورت بدهكار درمىآمد و خود و كسان و همراهانش به همان شكنجه و آزار گرفتار مىشدند ، كه مأموران و كارمندان قبل از ايشان طعم آن را چشيده بودند .
بسا وزيرانى كه براى بار دوم و سوم زمام حكومت را به دست مىگرفتند ، مانند ابن الجراح وزير و ابن الفرات وزير و ابن مقله ، با برگشت هريك از ايشان تمام كسان و يارانش با روح انتقامجويى بر سر كار بازمىگشتند . بدين شكل آشفتگى عجيبى روى مىداد و مردم بىگناه و گنهكار به طور يكسان در آتش جور و ستم مىسوختند . جهشيارى مانند بسيارى از مأموران برجسته ، به زندان افتاد و اموالش ضبط و مصادره شد . « 1 »
پولهايى كه با اعمال زور و فشار از ملل محروم جهان اسلامى به نام جزيه و خراج و ديگر عناوين گردآورى مىشد ، به جاى آنكه در راه منافع و مصالح مسلمانان خرج شود ، بين اقليتى از مفتخوران و زورگويان تقسيم مىشد ، و آنان به حكم طمع و افزونطلبى ، غالبا به جان هم مىافتادند ، چنانكه قبلا گفتيم در عالم اسلام كسى كه به طور علنى و آشكارا بنيان ظلم و تبعيض
هامش
( 1 ) . جهشيارى ، الوزرا ، پيشين ، مقدمه ، ص 11 به بعد .