به بيچارگى ساو باج گران * پذيرفت با هديهء بيكران
اسدى
از خصوصيات ديوان استيفا و طرز گردآورى ماليات در بين سلاجقهء آسياى صغير ( سلاجقهء روم ) ، اطلاع دقيقى نداريم . بهطورى كه از تاريخ سلاجقهء روم و مختصر الدول برمىآيد ، در ضمن مشاغل ديوانى در آن دوره ، از مقام خزانهدارى خاص ، طشتدارى و دواتدارى و نيابت وزارت و اتابكى سلطان سخن رفته است .
بهطور كلى زمامداران كوتهنظر و نزديكبين ، همينكه بر خطهاى فرمانروا مىشدند ، هرچه مىتوانستند مردم را مىدوشيدند و به عاقبت كار نمىانديشيدند .
در كتاب عقد العلى افضل كرمانى مىخوانيم كه : غالبا وزراء غارتگر مورد حمايت سلاطين قرار مىگرفتند :
« مولانا مجد الدين وزارت ملك ارسلانشاه داشت ، ملك او را به ثغر « تيز » فرستاد به عمل نظر . چون آنجا شد ، آثار كفايت ظاهر گردانيد و جانب حق مهمل نگذاشت . حقوق سلطانى و اموال ديوانى را تصرف كرد و پيش ملك فرستاد . سال ديگر على انصارى را فرستادند به همان عمل . آن بزرگ تقصير نكرد و بعد از تحصيل حقوق سلطانى آنچه توانست از مصادرهء تجار و مطالبت مردم ، مال حاصل كرد و جمعى بسيار پيش ملك آورد . ملك مجد الدين را بخواند و گفت : « پارسال اين مال كجا بود ؟ » گفت : « اى ملك در خانهء خداوندان و بازرگانان مشرق و مغرب ، مرا فرستادى كه حق ديوان حاصل كنم ، غارت نفرمودى . » ملك را اين جواب عجب آمد و اعادت سخن نكرد . . . » « 1 »
بر صراحت لهجه و حاضرجوابى اين مرد پاكدامن بايد آفرين گفت . اگر تمام مأمورين دولت مثل مولانا مجد الدين شجاعت و صراحت لهجه داشتند و در مقابل توقعات نامحدود و نامشروع خداوندان زور مىايستادند و مردانه مقاومت مىكردند ، كار ظلم و بىعدالتى بالا نمىگرفت .
مطالبهء عوارض از كسبه و پيشهوران :
از ميزان عوارض و مالياتهايى كه از كسبه و پيشهوران ايران مطالبه مىكردند اطلاع كافى در دست نيست . راوندى در كتاب راحة الصدور و آية السرور ، در تاريخ آل سلجوق ضمن توصيف سلطان ابو الفتح كيخسرو بن قلج ارسلان ، شرحى در اطراف ظلم و جورهاى آن روزگار و مالياتهاى جابرانهاى كه در عهد مصنف ( نيمهء دوم قرن
هامش
( 1 ) . افضل كرمانى ، عقد العلى ، پيشين ، ص 89 .