روستاييان را تحت تأثير قرار داد . كسانى كه اراضى اقطاعى را به ارث برده بودند ، بر خلاف مأموران سابق ( يعنى عملداران مالياتى در اراضى دولتى و مقطعان موقتى دوران اول استقرار اقطاع كه تنها در انديشهء اخذ حداكثر خراج بودند ) ، از لحاظ منابع خويش مىبايست به وضع كار و زندگى مادى روستاييان ساكن اراضى اقطاعى رسيدگى كنند تا از سطح قابل تحمل تنزل نكند .
مع هذا تابعيت و وابستگى كامل رعايا به مقطعان موروثى ، به ناچار وضع روستاييان را بدتر مىكرد . در قرنهاى پنجم و ششم هجرى ( يازدهم و دوازدهم م . ) يك سلسله عوارض و خراجهاى ويژه و تازهء فئودالى متداول شد كه روستاييان به نفع صاحبان اقطاع مىپرداختند . مثلا هديهء اجبارى روستايى به مقطع در صورت تولد پسر و يا عروسى و عوارض گوناگون ديگرى كه مقطع از لحاظ انجام وظايف خويش در برابر سلطان از روستاييان جمعآورى مىكرد ، مثل خرج نعلبندى اسبان كه هربار كه مقطع مىبايست در لشكركشى شركت كند جمعآورى مىشد . . . » « 1 »
در بختيارنامه ( راحة الارواح ) كه مربوط به اواخر قرن ششم هجرى است ، جستهجسته به مطالبى برمىخوريم كه از وضع مالى مملكت و چگونگى اخذ خراج در آن دوران حكايت مىكند :
از جمله در جلد اول بختيارنامه مىخوانيم : « پادشاه بفرمود . . . مقاليد خزاين و مفاتيح دفاين به وى تسليم كردند . بختيار دخلوخرج خزانه مرتب مىداشت و انواع محاسبات و مجموعات مبوب ، تا توقيع پادشاه نبودى يك درم به كس ندادى و تا انگشترى خاص نياوردندى هيچ مهر نگشادى . به اندك روزگار خزانه آبادان شد و مال خزاين فراوان گشت . . . » « 2 »
عامل ظالم :
در جلد اول بختيارنامه ، باب چهارم چنين آمده است :
« چون روزى چند برآمد ، عاملى از عمال براى تحصيل مال بدان ديه آمد . عاملى ظالم بود ، اخراجات و تحكمات بسيار مىافكند و بر ضعفاى رعايا نمىبخشود و به هيچ مستحق نقير و قطمير نمىبخشيد . جماعتى كه بىجرم بودند ، به نزديك بو صابر آمدند و گفتند بيا تا نزديك سلطان رويم ، و حال برائت ساخت خود بازگوييم ، باشد كه به اضطرار و افتقار ما ببخشايد و بر فقر و فاقه و ضعف و نالهء ما رحم نمايد . . . » « 3 »
فرمان استيفا در عهد سلاجقه :
براى آنكه خوانندگان بيشتر به حدود قدرت و اختيارات و وظايف اين ديوان در عهد سلاجقه واقف گردند ، قسمتهايى از فرمان استيفاى ممالك
هامش
( 1 ) . تاريخ ايران ، اثر محققان شوروى ، پيشين ، ص 309 .
( 2 ) . بختيارنامه ، ( راحة الارواح ) تحرير دقايق مروزى ، به اهتمام دكتر صفا ، ص 42 .
( 3 ) . همان ، ص 101 .