محروسه را كه در شوال ثلاث و ستين و خمسمائه به نام نظام الدين كيخسرو صادر شده ، از كتاب وزارت . . . استاد فقيد عباس اقبال نقل مىكنيم :
« . . . اوليتر شغلى كه عنايت به تمهيد قواعد آن مقرون دارند . . . استيفاى مملكت و ضبط اموال ولايت است . . . مقلد اين شغل ، كسى بايد كه به سداد سيرت مشار اليه بوده و در كمال ديانت متفق عليه . اسرار معاملات دانسته و دقايق حسابها در ضبط آورده . . . اين شغل كه نظام مملكت بدان بسته و مصالح جمهور لشكر و رعيت بدان پيوسته و دخل و خراج ديوان در ضبط قلم و حساب آيد و اصول و فروع آن معلوم علم او باشد و محاسبات ديوان حضرت و مستوفيان اعمال مملكت و محرران خطوط وزارت ، همه نايبان او باشند و قليل و كثير از اموال مملكت چيزى بر او پوشيده ندارند و نقير و قطمير او فرونگذارند . . . آنچه به ديوان استيفا تعلق دارد رجوع به دو كنند و اعتماد ما در تقرير مقالات و تحرير محاسبات به قلم او دانند . » « 1 »
از مندرجات اين فرمان تاريخى و ساير منشورهايى كه به نام مستوفيان صادر شده ، اين مطلب روشن مىشود كه مستوفى كل مملكت در آن روزگار ، در رديف وزير دارايى امروز بوده و رسيدگى به دخلوخرج مملكت و اموال ديوانى به عهدهء او بوده است . مسئول ديوان استيفا ، براى رسيدگى به وضع مالى هرولايت و استان ، مأمورى به نام « مستوفى نايب » مىفرستاد كه او نيز بايد به امور مالى آشنايى داشته و بتواند صورت دخلوخرج قلمرو خود را به طور دقيق تنظيم و يك نسخه از آن را به ديوان استيفا بفرستد و متصدى اين كار نيز از جهاتى شبيه به پيشكار دارايى امروز بوده است .
در ضمن نامهء رشيد الدين وطواط به مسئول مالى يكى از نواحى ، اندرزها و دستورهاى زير داده شده است : « فلان ادام اللّه مجده . . . با دلى قوى . . . روى به كار آرد و آن معاملت را در قلم گيرد و از دخلوخرج آن باخبر باشد و در حفظ اموال و تعرض احوال به مراقبت جوانب و مراعات اقارب و اجانب مشغول نگردد و هيچ دقيقهاى از دقايق راستى و امانت فرونگذارد و با طبقات رعايا خاصه با مؤديان ، زندگى خوب كند ، و طريق مجاملت سپرد و در آن كوشد كه هيچ از وجوه معاملت . . . بر قلم نشود و از علم و معرفت او غايب نماند و نسختى روشن . . . و محاسبهاى مبين به ذكر معاملهء آن خط و شرح ارتفاعات آن به ديوان فرستد ، تا هيچكس را از اصحاب اغراض بر او اعتراض نرسد و در آنچه كرده باشد مجال مقال نبود . . . »
از جملات اخير به خوبى پيداست كه مسئولين امور مالى در آن روزگار همواره در معرض انواع اتهامات بودند .
قبل از آنكه به بحث خود در پيرامون ديوان استيفاء ادامه دهيم ، بىمناسبت نمىدانيم كه خوانندگان را با لغات و اصطلاحات ديوانى قرون وسطا در مورد عوارض و مالياتها آشنا كنيم .
هامش
( 1 ) . وزارت در عهد سلاطين بزرگ سلجوقى ، تأليف عباس اقبال ، ص 26 به بعد .