شراببها و مال السلاح و غيره ، مالياتهايى تحميلى بود ، و با اينكه گرفتن جزيه يا سرگزيت از مسلمانان مجوز شرعى و قانونى نداشت ، دولت و روحانيان عصر ، كوچكترين اعتراضى نمىكردند . ولى اگر كسى سخن از آزادى مذهب يا آزادى فكر مىگفت ، وى را به كفر و الحاد متهم مىكردند . و اين مىرساند كه در دورهء قرون وسطا عوامل و علل اقتصادى ، نوعى همكارى بين عمال دين و دولت به وجود آورده بود ، بهطورى كه طبقهء فئودالها با روحانيان در استثمار و گمراه كردن اكثريت نفع مشترك داشتند . از آنچه گذشت چنين برمىآيد كه رسم اقطاع و دادن زمين به سران تركان سلجوقى ، يكى از موانع ايجاد « تمركز » واقعى در دولت سلجوقى بود .
در زمان سامانيان و غزنويان حقوق سپاهيان از راه گردآورى عوارض و ماليات تأمين مىشد و كمتر پادشاه به كسى اقطاع مىداد ، ولى در عهد سلجوقيان دادن زمين به سران سپاه يا « اقطاع » سخت معمول گرديد و در اين جريان بين اقطاعداران و مالكين قديمى دهات يا « دهقانان » تضادها و اختلافاتى ظهور كرد . « مالكين محلى قديم ، بر خلاف مهاجمين نسبت به كشاورزان روشى ارفاقآميز داشتند در حالى كه مالكان جديد از هرنوع ظلم و تجاوزى نسبت به كشاورزان خوددارى نمىكردند .
فرق اساسى بين مالكان قديم يا « دهقانان » با مالكان جديد يا اقطاعداران در اين بود كه دهقانان به منافع مستمر خود علاقه و دلبستگى داشتند و به همين جهت به كشاورزان ظلم و ستم روا نمىداشتند در حالى كه اقطاعداران مىخواستند در كمترين مدت نفع كلانى به دست آورند .
استاد مينوى مىنويسد از « اقطاع دادن اراضى به سپاهيان ، زيان عمدهاى متوجه ملاكين ايرانى شد كه به لفظ دهقان خوانده مىشدند . دهقانان از عهد سامانيان تا عهد مغول در ايران اركان جامعه و مايهء قوام و نظام ملت بودند و آداب و سنن و داستانها و كتب ملى را حفظ مىكردند و پناهگاه و مدافع حقوق رعايا بودند ، و گاه مىشد كه سازش آنان با يكى از دو متخاصم باعث از پا افتادن ديگرى مىگرديد . سلاطين سامانى و غزنوى تا زمانى پشتگرم و قوى بودند كه قلب دهقانان با ايشان بود و در دستگاههاى دولتى از وجود آنان استفاده مىكردند ، چنانكه ديديم عميد الملك كندرى و نظام الملك طوسى ، هردو از دهقانزادگان بودند ، و فردوسى طوسى نيز معروفست كه فرزند يكى از دهاقين بود ، معنى لفظ دهقان در استعمال امروزى ما زارع و برزگر است ولى در آن عهد بيشتر به معنى ملاكين معتبر و صاحبان دهها و بلوكها بود . بعضى از ايشان داراى كاخ و سرائى محكم بودند كه بىشباهت به قلعه نبود ، علم و معرفت و آشنايى به قوانين و وقوف از آيين مملكتدارى و آگاهى از احوال اقتصادى هرناحيه مخصوص به ايشان بود و به اين سبب طبيعى بود كه در ابتداى دورهء سلجوقى اين صنف داراى اهميت بيشترى بشوند . در خراسان حتى به تركانى كه زمين به تيول مىگرفتند نيز اسم دهقان اطلاق مىشد چنانكه در سال 426 چون سلطان مسعود غزنوى بلاد دهستان و نسا و فراوه را به
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1016
مساهمون: مرتضى راوندى
ص١٠١٦