تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1012

مساهمون:

ص١٠١٢
كه خاندان قديمىاند . . . ستمهاى بزرگ از حسنك ، وزير غزنويان و ديگران رفته . . . مسعود همچنان‌كه او خواسته بود فرمان داد . . . ملاكان منشاء قدرت سامانيان بودند و سامانيان حافظ قدرت قانون بودند و چنين مىنمايد كه كشاورزى در روزگار آنان پيشرفت كرده باشد . نرشخى مىنويسد كه در زمان سامانيان قيمت زمين در حوالى بخارا چهار هزار درم بوده است . در قرن ششم ارزش آن از ميان رفته بود و به علت غلبهء هرج‌ومرج ، كسى زمين را به رايگان نمىخريده است . . . بنا به قول نظام الملك ، هم سامانيان و هم جانشينان آنان يعنى غزنويان به مأموران خود مزد نقدى مىدادند و اقطاع نمىبخشيدند . با اين‌همه به مواردى برمىخوريم كه غلامانى كه به مقامات عالى نايل شده بودند املاكى را با پول مىخريدند . . . يكى از اين غلامان البتكين بود كه سلسلهء غزنوى را بنيان نهاد . و بدين‌گونه غزنويان وارث متصرفات سامانيان شدند كه در جنوب جيحون بود ، و در امر جهاندارى بيشتر راه و رسم سامانيان را پيش گرفتند . در همين ناحيه بود كه سلجوقيان در نيمهء اول سدهء پنجم بناى تاخت‌وتاز گذاشتند .

سلجوقيان و روش اعطاى اقطاع :

در نخستين سالهاى قرن پنجم هجرى ، تغييرات مهمى در تركيب اجتماعى و سياسى سرزمين‌هاى خلافت شرقى پديد آمد ، به‌طور كلى سپاهيان در اثر شكستى كه در اركان اقتصاد مالى مملكت افتاده بود ، قدرت را به دست گرفته بودند و به عنوان مقطع ، مالياتى را كه مىبايست عايد خزانهء مملكت شود مىخوردند . آنان علاقهء دايمى به زمين نداشتند و آنچه بيشتر مورد توجه بود ، اين بود كه در كوتاه‌ترين زمان ممكن از زمينى كه موقتا در تصرف داشتند حداكثر فايده را برگيرند و اين باعث ايجاد مسايل بالنسبه مهم سياسى و اقتصادى شده بود ، و حاصل اين امر چيزى جز هرج‌ومرج نبود . پيداست كه اگر حكومتى مىخواست قوام و ثبات يابد ، مىبايست به حكم ضرورت راه‌حلى براى اين مسايل بينديشد . در دورهء سلجوقى كوشيدند كه اين مشكلات را حل كنند ، اما نه با اتخاذ يك روش اصولا تازه ، بلكه به وسيلهء تعديل وضع « مقطع » ها ، و نيز به وسيلهء ايجاد نظم و ترتيب در روش اقطاع دادن كه تا سالهاى متمادى بارزترين جنبهء زمين‌دارى امور مالياتى به شمار مىرفت . كار سلجوقيان در اين مورد از آن سبب مهم است كه آنان مسير ترقى و تكامل روش اقطاع را مشخص كردند و اين همان روشى است كه در سراسر قرون وسطى معمول بود و تا قرن بيستم ميلادى همچنان دوم يافت . بخشيدن زمين به عنوان اقطاع فى حد ذاته بدعت و آيين تازه‌اى نبود . چنان‌كه در فصل سابق بيان كرديم ، اين كار در صدر اسلام معمول بود و فقها ، مىخواستند ثابت كنند كه روشهاى اخير تيول‌دارى مولود سوابقى است كه از قديم در اسلام وجود داشته است . . . نظريات شرعى در باب اقطاع و تيول ، بر فرض هم كه وجود داشت در همان مراحل اوليه عملا متروك ماند و به محض متروك ماندن ، هركس موافق دلخواه خود عمل كرد . از روش اقطاع گاهى به عنوان فئوداليزم ياد شده و حال آن‌كه مقتضياتى كه مايهء ايجاد و