تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1010

مساهمون:

ص١٠١٠
هرمرد 12 درهم و مطابق ديگرى هرمرد 6 درهم مىپرداخت . . . معمولا خراج به درهم تعيين مىشد و براى آن‌كه بدهى هريك از مؤديان ماليات را معلوم كنند ، مبلغى را كه او مىبايست بپردازد با ضريب ثابتى به دينار طلا تسعير مىكردند و دوباره اين مقدار به دينار رايج تسعير مىشد . اين عمل تسعير ، كارى بسيار پيچيده و دشوار بود و با حساب‌سازى و حقه‌بازى ، ممكن بود نرخ ماليات را تغيير دهند و بدهى مالياتى مؤديان را كه مىبايست به دينار رايج پرداخت شود كم و زياد كنند . اين كار به دست واسطه‌ها يا دلال‌هايى صورت مىگرفت كه به « جهبذ » معروف بودند و براى تأمين مزد آنان بر ميزان خراج به نسبت معينى مىافزودند . . . مسئوليت پرداخت خراج يك ناحيه ، دسته‌جمعى بود . هرچند مقدار خراج را در مورد هر فرد جداگانه تعيين مىكردند . مثلا در قم اگر كسى به علت بدى محصول قادر نبود كه همهء مبلغ مورد تعهد « ضمان » خود را بپردازد ، كسر بدهى او را ميان ساير مؤديان خراج سرشكن مىكردند و براى جبران كسر مبلغ بر ضريبه خراج مىافزودند . . . معمولا خراج را به اقساط مىپرداختند . . . اولين خراج را بايد هنگام رسيدن غلات بپردازند . چنين مىنمايد كه در طريق جمع‌آورى خراج مشكلات مهمى وجود داشته و اين مشكلات معلول دو امر بوده است : « نخست عاجز بودن حكومت از گرفتن خراج از آن عده از رعاياى مملكت كه بيشتر متنفذ بودند . ديگر خراج بيش از اندازه ، چنان‌كه در تعيين خراج مردم ، غالبا به اقلام مربوط به خراج پس‌افتاده برمىخوريم . . . ديوانيان به هنگام لزوم مىكوشيدند كه همهء خراج را به زور از مردم بستانند و در كتب قدما به شورشهايى كه از اين كار سرچشمه گرفته اشارات عديده شده است . . . بىشك مردم تا آنجا كه مىتوانستند ، از دادن خراج ابا مىكردند . مثلا چنين معروف بوده است كه تازيان قم در اين كار بسيار كوشيده‌اند . . . ميزان خراج توان‌فرسا بود ، از اين گذشته براى آن كه بتوانند زمان تا زمان بر ميزان خراج بيفزايند ، روشهاى گوناگون به كار مىبردند . پيش از اين دربارهء حساب‌سازى و تسعير مبلغ خراج از درهم به دينار سخن گفتيم . طريقهء ديگرى كه براى ميزان خراج معمول بود ، اين بود كه ذراعى كوتاه‌تر از حد معمول به كار مىبردند و گفته‌اند كه حسن تحتاج ، نهاوند را از اين طريق ويران كرد . وى گز خود را ناقص كرد ، و بدين گونه نرخ خراج را در هرجريب به 6 درهم رسانيد و حال آن‌كه پيش ازو از چهاردهم و پنج درهم تجاوز نمىكرد . ديگر از مظالم مأمورين مالياتى بعد از اسلام اين كه مالياتى را كه در دورهء ساسانيان به هنگام نوروز و مهرگان مىگرفتند ، پس از اسلام نيز به زور از مردم مىستاندند . . . در جاهايى كه قدرت خليفه كم بود ، سران محلى . . . كرارا از مردم ماليات مىگرفتند .