تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1001

مساهمون:

ص١٠٠١
نقره داشت . درهم يا درم به شش دانگ تقسيم مىشد و دانگ را معرب كرده « دانق » گفته‌اند و دوانق و دوانيق جمع بسته‌اند . كيلى كه در ماليات جنسى بود كر ( به ضم اول ) مىگفتند كه معادل 6 خروار امروز بود . در آن زمان ايران به منتهاى آبادى خود رسيده بود و بيشتر درآمدهاى دربار بنى عباس از ماليات نقدى و جنسى بود كه از ايران مىگرفتند . گاهى دريافت خراج به واسطهء حوادثى عقب مىافتاد و مقدارى ماليات از سالهاى پيش مانده بود كه به آن بقايا مىگفتند و برخى گذشته از خراج معمول ، مىبايست مبلغى براى كمك‌خرج دربار خلافت بپردازند كه به آن معاون مىگفتند . بنا به فهرستى كه ابن خرداد به در كتاب مسالك الممالك خود آورده است ، مقدار خراجى كه ابو العباس عبد اللّه بن طاهر كه به جاى پدرش طاهر حكمران خراسان بود مىبايست بپردازد ، بدين‌گونه بود : در سال 211 و 212 رى ده ميليون درهم ، گومش 000 ، 196 ، 2 درهم ، گرگان كه شهرهاى عمدهء آن ناميه و دهستان بود 800 ، 176 ، 10 ، كرمان 5 ميليون درهم ، سيستان ( پس از كسر خراج قراى مورق و رخج و ناحيهء داور و زابلستان كه سرحد تخارستان بود و عبارت بود از 000 ، 47 درهم ) طبسين 880 ، 13 درهم كه 370 ، 15 درهم آن بقايا بود . . . جمع كل ماليات ماوراء النهر 500 ، 172 ، 2 درهم محمدى مىشد . . . جمع كل ماليات خراسان و تمام ولايات و نواحى كه در فرمان ابو العباس عبد اللّه بن طاهر بود به مبلغ 000 ، 846 ، 440 درهم مىرسيد ، و به جز آن سيزده هزار اسب و دو هزار برده غز اسيران جنگى كه بهاى آن 000 ، 600 درهم بود و 1187 قطعه كرباس كندى و 1300 بيل ورق آهن . . . در اين دوره ، در ماوراء النهر پولهاى مختلفى رواج داشت كه بسته به كمى و زيادى عيار باهم تفاوت داشتند . . . در حساب خراج ماليات جنسى را كه از خراج‌گزاران مىگرفتند و به كر حساب مىكردند و هركر ( به ضم اول ) معادل شش خروار يعنى بار « خر » بود ، و در شرع آن را براى آب هم به كار برده‌اند و كر شرعى گفته‌اند . وزن كمتر از آن را وقيه و در جمع اوقيه مىگفتند كه تقريبا معادل پنج كيلوگرم امروز بود و كمتر از آن را رطل مىگفتند و در جاهاى مختلف تفاوت داشت . ولى معمولا آن را نيم من امروز يا تقريبا يك كيلو و نيم حساب مىكردند . در ايران وزن بيشتر از خروار را شتروار ( يك بار شتر ) و پيلوار ( يك بار فيل ) مىگفتند . . . . در اين دوره مالياتى كه مىگرفتند ترتيب معينى نداشت و گويا در هرناحيه‌اى اصولى از قديم رواج داشت كه در آن تغيير نداده‌اند . روىهم‌رفته ماليات زمين بر سه قسم بوده است : مساحت و مقاسمه و قوانين كه عبارت از مقاطعات معينى باشد كه كم و زياد نمىشد و هرناحيه را به اقطاع به كسى واگذار مىكردند و او ماليات آنجا را مقاطعه مىكرد و هرچه مىتوانست مىگرفت و از آن مبلغ معينى منظما به خزانهء بغداد مىپرداخت . اما مساحت و مقاسمه به اين ترتيب بود كه اگر زراعت مىكردند ، فلان مقدار معينى و اگر نمىكردند ، فلان مقدار مىپرداختند . . . جمع كل ماليات فارس و كرمان و عمان در
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1001 | مرتضى راوندى