تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1000

مساهمون:

ص١٠٠٠
داد بعضى از نواحى اطراف بخارا را آب گرفت و ويران ساخت ، خراج از آن برداشتند و بعضى نواحى هم در دست علويان و فقها بود كه از آن نيز خراج نگرفتند و بعضى املاك پادشاهان سامانى شد چون بيكند و روستاهاى ديگر كه از خراج موضوع شد . » غزنويان در امور مالى نسبت به مردم سختگير بودند . به گفتهء بيهقى محمود در امور مالى دقت و سختگيرى بسيار مىكرد ، چنان‌كه با عامل هرات و غزنين و گرديز « . . . چه سياستها راندن فرمود از تازيانه زدن و دست و پا بريدن و شكنجه‌ها . . . » جمع‌آورى خراج در ولايات غالبا با تهديد و فشار توأم بود به‌طورى كه در كتاب الخراج نوشته شده « جز برگرفتن سود و بهرهء خويش انديشهء ديگرى نداشتند ، خواه آن را از مال خراج برگيرند و خواه از مال رعيت بربايند ، آن‌گاه اين‌همه را با جور و بيداد مىستادند و مردم را در گرماى آفتاب نگه مىداشتند و به سختى مىزدند . » استاد نفيسى در كتاب خاندان طاهرى مىنويسد : « ديوان خراج ، مالياتهاى نقدى و جنسى را از روى دفترهاى معينى از مردم مىگرفت و گاهى هم آن را ديوان اموال يا ديوان معونات مىگفتند و يا ديوان نفقات ، يعنى ديوان هزينه‌ها مىناميدند و گاهى نيز ديوان جداگانه‌اى به نام ديوان استيفا بود كه مالياتها را وصول مىكرد . اصول مالياتى در دستگاه خلفا همان اصولى بود كه در زمان ساسانيان وضع كرده بودند و حراجى كه از مردم مىگرفتند يك مقدار ماليات جنسى يا نقدى بود كه از محصول زمين مىگرفتند و بيشتر جنس را مىگرفتند و كارگزاران دولت آن را در محل مىفروختند و تسعير مىكردند و بهاى آن را به بيت المال بغداد مىفرستادند . ماليات سرانه را نقدا از مردم مىگرفتند و در دورهء ساسانيان گزيت يا سرگزيت مىگفتند . به زبان تازى جزيه مىناميدند و از كسانى كه هنوز اسلام نپذيرفته بودند ، دريافت مىكردند . در دورهء ساسانى فهرست دقيقى از خراجهاى نقدى و جنسى كه از نواحى مختلف ايران مىبايست بگيرند ، ترتيب داده بودند و آن فهرست را « ديوان » مىگفتند . تازيان پس از آن‌كه بر ايران دست يافتند ، همان ديوانها به اصطلاح خود « دواوين » را كه به خط پهلوى بود ، به دست آوردند و تا مدتى به همان خط اصلى طرف رجوع بود . سپس در زمانى كه حجاج بن يوسف ثقفى از سوى عبد الملك بن مروان خليفهء اموى حكمران مشرق يعنى سرزمين ايران شد ، يعنى در ميان سالهاى 95 - 75 ، اين دواوين را به خط تازى نقل كردند و اين كار واقعهء مهمى در تاريخ تمدن و امور ادارى تازيان است و آن را اصلاح مهمى شمرده در كتابهاى تاريخ به عنوان نقل دواوين ذكر خاصى كرده‌اند . پيداست ميزان خراج نقد و جنسى كه در زمان بنى عباس معمول بود ، همان ميزانى است كه در دورهء ساسانيان نهاده بودند . نواحى مختلف را به عادت زمان ساسانيان استان مىگفتند و هراستان به چند ناحيهء جزء به نام تسو يا تسوك تقسيم مىشد . مقياس پول نيز همان مقياس دورهء ساسانيان بود . واحد پول طلا را ، دينار مىگفتند كه معادل 25 / 4 گرم طلا بود . واحد پول نقره درهم يا به زبان فارسى درم كه 97 / 2 گرم