تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 999

مساهمون:

ص٩٩٩
اسماعيل سامانى « آگهى رسيد كه در رى سنگى كه زر خراج به آن مىكشند فزون از سنگهاى ديگرست ، اسماعيل به شتاب فرستاده‌اى به رى روانه كرد . . . چون سنگ به بخارا رسيد ، بسنجيدند از وزن مقرر بيشتر يافتند . امير فرمود تا فزونى از آن سنگ برگرفتند و سنگ معدل به رى فرستادند و فرمان داد تا هرچه زيادت از مردم بستده بودند بازدهند . » « 1 » بارتولد مىنويسد : « در تاريخ بيهق خبر جالب توجهى دربارهء مالياتى نقل شده كه به نظر ما منصفانه و به حق مىآيد ، ولى در آن زمان نارضايى عظيم مردم را برانگيخته بود و اين ماليات بر ارث بود . در اواخر حكومت سامانيان مقرر شد كه پس از مرگ كارمند ديوانى بخشى از اموال وى از آن خزانه باشد . بعد قاعده‌اى متداول گشت كه پس از مرگ هريك از افراد عامه كه پسرى از او باقى نمانده باشد ، حتى در صورت وجود وارث ديگر هم قسمتى از دارايى او به سود خزانه ضبط شود و اين رسم لااقل در بيهق مرعى و مجرى مىگشته و سرانجام اين قاعده بر اموال كسانى كه وارث مستقيم درجه اول داشتند نيز بسط يافت . » « 2 » بارتولد در مورد ديوان استيفا مىنويسد : « كلمهء مستوفى محتملا مترادف الفاظ « خازن » و « خزينه‌دار » بود و ظاهرا محاسبان « حاسب » . . . تابع خزانه‌دار بوده‌اند ديوانى كه خزينه‌دار در رأس آن قرار داشته محتملا با ديوان خراج زمان عباسيان قابل تطبيق مىباشد - شيوهء تقسيم امور مالى دولت به سه خزينه ، شيوه‌اى كه در زمان عمرو بن ليث وجود داشته - در كشور سامانيان متداول نگشت . نظام الملك غايت مقصود را در وجود دو خزينه مىداند كه در يكى وجوه براى خرج تمركز مىيابد و در ديگرى خزينهء اصل كه وجوه آن دست ناخوردنى و مصون بوده و تا ضرورتى نبودى از آن خزانهء اصل خرج نكردندى و اگر چيزى برداشتندى بر وجه وام برداشتندى . » « 3 » راجع به باج راه‌دارى يا حقوق گمركى بارتولد مىنويسد : « . . . اين عوارض بيشتر در گذرگاههاى آمودريا مأخوذ مىگرديد ، از هرشتر دو درهم و از بابت قماشى كه سوار حمل مىكرد ( محتملا در مقصد نهايى كالا ) از نيم تا يك درهم مأخوذ مىگرديد - وارد كردن غلامان ترك فقط با اجازهء ويژهء دولت كه در هرمورد مىبايستى صادر شود ممكن مىبود و ضمنا براى صدور چنين پروانه‌اى از هفتاد تا صد درهم مىگرفتند . براى اجازهء وارد كردن دختركان ، كنيز ترك نيز همين مبلغ گرفته مىشد ، ولى اجازهء مخصوص ضرورتى نداشت . براى عبور زنان ( كنيزكان ) فقط بيست تا سى درهم اخذ مىكردند . » « 4 » شادروان سعيد نفيسى ضمن بحث در پيرامون محيط زندگى و احوال و آثار رودكى مىنويسد : « خراج بخارا در زمان رودكى يك ميليون و صد و شصت و هشت هزار و پانصد و شصت و شش درم و پنج دانگ و نيم بود كه خراج كرمينه جزو آن بود . ولى چون طغيانى روى
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 12 . ( 2 ) . تركستان‌نامه ، پيشين ، ص 551 . ( 3 ) . تركستان‌نامه ، ج 1 ، ص 494 . ( 4 ) . تركستان‌نامه ، ج 1 ، ص 513 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 999 | مرتضى راوندى