دربار از اين محل پرداخت مىشد . خزانهء سوم ، به عوايد اتفاقى و مصادرهء اموال لشكريانى كه به خدمت دشمنان درآمده بودند اختصاص داشت ، و از اين محل انعامهايى به خدام وفادار و بزرگان و رسولان تأديه مىگرديد . اما راجع به مصادرهء اموال بنا به گفتهء گرديزى ، عمرو هميشه « به موقع » و به دليل موجه ! بدان مبادرت مىورزيد . »
گرديزى داستانى نقل مىكند كه چگونه عمرو يكى از همرزمان عمدهء خود را به نام محمد بن بشر به جرايم گوناگون متهم كرد ، ولى چون محمد منظور مخدوم خود را دريافت و به دادن اموال خويش به خزانه رضا داد ، عمرو اتهامات را پس گرفت .
عمرو توجه خاصى به لشكريان داشت و ايشان هرسه ماه يكبار ، در طى تشريفات مواجب « صله » دريافت مىداشتند . ابن خلكان و گرديزى شرح اين تشريفات و بازديد را از سلامى به وام گرفتهاند . پرداخت مواجب لشكر زير نظر مأمور مخصوصى كه « عارض » ناميده مىشد صورت مىگرفت . وى در محل ويژهاى كه مختص اين كار بود جلوس مىكرد . لشكريان به محض استماع صداى دو طبل ، در آن محل گرد مىآمدند . عارض « بدرهء درم » پيش خويش داشت ، « شاگرد عارض دفتر پيشى گرفتى عارض او را بنگريستى و حليه و اسب او را و سلاح او را همه سره كردى . . . و بستودى و بپسنديدى ، پس سيصد درم به سختى و اندر كيسه كردى و به دو دادى ، عمرو بستدى و اندر ساق موزه نهادى و گفتى الحمد للّه . . . پس برجاى بلند شدى . . . صلهء هريك بدادى . »
« ابن خلكان اين شيوهء عمرو را همانند بازديد لشكر در عهد ساسانيان مىداند . » « 1 »
مصرف خراج در سيستان :
بهطورى كه از تاريخ سيستان ( تأليف در حدود 725 - 445 ) برمىآيد ، مقدار معتنابهى از ماليات و عوارض سيستان در راه عمران و آبادى اين منطقه مصرف مىشد ، يعنى اگر بند و سد آب يا ريگ خراب شده بود يا بارهء شهر و قلاع و دروازهها رو به ويرانى رفته بود يا پلها و مجارى رودها و جويها و معبر كشتيها احتياج به تعمير داشت ، از محل خراج ، اين اقدامات عمرانى صورت مىگرفت ، علاوه بر اين ، از محل خراج حقوق خادمان ديوان و مأمورين دادگسترى و مأمورين شهربانى و شهردارى تأديه مىشد و به غربا و ضعفا و قرآنخوانها نيز نفقاتى مىدادند . « 2 » پس از روى كار آمدن سامانيان ، نخستين شهرياران اين سلسله تا حدى مراعات مردم را مىكردند و در اخذ ماليات ظلم و ستم روا نمىداشتند ولى در دوران سلطنت احمد بن اسماعيل بن احمد سامانى « بارس » از خراج رى و طبرستان و جرجان مال فراوان جمع كرده بود . بهطورى كه در خزانهء او « هشتاد خروار زر سرخ مسكوك و از فلورى و نقره موجود بود و اجناس و امتعه را خود قياس نبود . » « 3 » همچنين در روضة الصفا آمده است كه به امير
هامش
( 1 ) . تركستاننامه ، پيشين ، ص 477 .
( 2 ) . تاريخ سيستان ، به تصحيح ملك الشعراء بهار ، ص 31 .
( 3 ) . روضة الصفا ، پيشين ، ج 4 ، ص 37 .