زندگى مىكردند . ولى نمىتوان نسبت مردمدوستى نيز به طاهريان داد . » در نامهاى كه طاهر بن حسين در زمان حيات خويش به عبد اللّه بن طاهر نوشته ، نظريات سياسى و اقتصادى او روشن مىشود . اكنون بخشهايى از اين نامهء تاريخى را نقل مىكنيم :
« به خراج زمين توجه كن : رعايا بىچونوچرا آن را مىپردازند . . . پس تو آن را بر طبق حق و عدالت بر مبادى تساوى و عمومى ميان همهء كسانى كه بايد ماليات بدهند تقسيم كن و به هيچ وجه نجيب را از آن به خاطر نجابتش معاف ندار و نه ثروتمند را به خاطر ثروتش ، و نه دبير خود را و نه هيچيك از نزديكان خود را : اين ماليات را به ميزانى بيش از آنچه مردم مىتوانند بپردازند مگير . عوارض فوق العاده بر مردم منه ، و در رفتار خود با همهء افراد ، حق را مرعى دار ، زيرا به اين وسيله علاقه و بستگى آنها به تو و خشنودى عامهء مردم تأمين مىشود . » « 1 »
طاهر بن حسين در ضمن اين تعاليم مالياتهاى زمان عباسيان را عادى و مشروع مىداند . « وى عيب را در ميزان گزاف خراج ندانسته ، بلكه در سوء استفادهء مأموران و تقسيم غيرعادلانهء خراج مىبيند . به عقيدهء او همينكه سوء استفادهها موقوف شد ، وضع زارعين بهتر شده رفاه حال آنان تأمين مىگردد و به آسانى مالياتها را خواهند پرداخت و نه تنها دولت بلكه مردم هم ثروتمند خواهند شد .
به گفتهء طاهر ، دولت وقتى ثروتمند است كه رعايايش مرفه و متنعم باشند و راحت زندگى كنند ، نه وقتى كه « به وسايل گوناگون طلاى فراوان در خزانه گرد آورده باشند . خزانه به خودى خود از وجود رعاياى مرفه و متمكن ثروتمند مىشود ، زيرا در آن صورت خراج و ساير مالياتها به آسانى جمعآورى شده ، رعايا از روى ميل اطاعت سلطان خويش را مىكنند . طاهر در عين حال ، حامى طبقات مرفه است و مىگويد : « از اعيانى كه به روزگار بد افتادهاند نگهدارى كن . » از وضع طبقات محروم نيز غافل نيست و مىگويد : « به وسيلهء مأمورين صالح و جاسوسان مراقب وضع آنان باشد . »
پس از استقرار حكومت صفاريان ، در وضع كشاورزان و طبقات محروم بهبود محسوسى حاصل نشد ، يعقوب با اينكه از ميان خلق برخاسته بود ، چندان مراعى عدل و انصاف نبود .
يعقوب و برادرش عمرو بر خلاف طاهريان ، به هيچوجه مالياتى يا هديهاى براى خليفه نمىفرستادند ، با اين حال اين دو برادر « . . . بهرهكش و فئودال بىرحمى بودند ، حتى از پيرهزنان كه با دوك در خانه نخ مىرشتند عوارض خاصى دريافت مىداشتند . » « 2 »
گرديزى دربارهء سياست مالى عمرو فرزند ليث صفارى چنين مىنويسد :
« عمرو سه خزانه داشت ، در خزانهء اول درآمد از خراج و غيره گرد مىآمد ، اين وجوه صرف نگهدارى لشكريان مىگشت . خزانهء دوم ، ويژهء درآمدهاى املاك شخص پادشاه بود و مخارج
هامش
( 1 ) . تاريخ ايران ، ترجمهء كريم كشاورز ، پيشين ، ص 224 .
( 2 ) . همان ، ص 227 .