تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 996

مساهمون:

ص٩٩٦
و اصلاح نابسامانيها و ناهمواريهاى امور مردم صرف گردد . » « 1 » ابن مقفع در رسالة الصحابه ضمن اندرزهاى سياسى گرانبهايى كه مىدهد ، مىگويد : « . . . كار وصول ماليات را از دست لشكريان بگيريد تا به فساد نگرايند . . . » « 2 » در پندنامهء سبكتكين به فرزند خود مىخوانيم : « . . . هركسى مال بىوجه از رعايا بستاند ، مال عنقريب و بال او باشد و رعايا گنج پادشاهند ، چون گنج تهى باشد ، به چه كار آيد ؟ و نيز نمىگويم چنان نرم شوند كه مال حق از رعايا نستانى ، بايد حق خداى پيش هيچ آفريده‌اى نگذارى و هركه را حقى واجب باشد به لطف از وى بستانى . . . » « 3 » غزالى به سلاطين اندرز مىدهد كه : « . . . شهوت‌راندن ، جامه نيك پوشيدن ، و طعام خوش خوردن عادت نكنند و در همه چيز قناعت كنند كه بىقناعت عدل ممكن نشود . . . بدان قناعت نكند كه خود از ظلم دست بدارد ليكن عاملان و نايبان و چاكران خويش را مهذب كند و به ظلم ايشان رضا ندهد ، هرظلم كه از عامل سلطان برود و خاموش باشد آن ظلم وى كرده باشد . » « 4 » غزالى براى آن‌كه كارمندان دولت يا ديوانيان را متنبه و بيدار كند مىنويسد : « خنك تو اى مرد ، كه هرگز نه امير بودى ، نه عريف ( كارگزار ) و نه كاتب و نه عوان و نه جابى ( گردآورندهء خراج و سرگزيت ) . » « 5 » سپس خطاب به شهرياران مىگويد : « واى بر داور زمين از داور آسمان آن‌روز كه او را ببيند ، مگر آن‌كه داد بدهد و حق گزارد و به حيف‌وميل حكم نكند و به خويشاوند ميل نكند و به بيم و اميد حكم به نگرداند . . . » « 6 » به نظر غزالى « هرپادشاهى كه از رعيت به جور چيزى بستاند و در خزينه نهد چنان بود كه كسى بنياد ديوارى كند و هنوز خشك ناشده و تر بود سر ديوار نهد تا نه سر ماند و نه بن و پادشاه بايد كه جهان همچنان تيمار دارد كه خانهء خويش را ، تا جهان آبادان بود و پادشاه بايد كه آنچه ستاند به اندازه ستاند و آنچه بخشد به اندازه بخشد كه اين هريكى را اندازه و حديست . » « 7 » چنان‌كه گفتيم ، در دوران بعد از اسلام طاهر در سال 206 هجرى به حكومت خراسان منصوب شد . پس از او عبد اللّه بن طاهر به زمامدارى رسيد . در كتب و منابع تاريخى از اين مرد به نيكى ياد شده است . به نظر محققان شوروى « وى در حقيقت يك نمايندهء عاقل طبقهء فئودال بود و كوشيد تا ميزان خراج را دقيقا مشخص و ثابت نمايد و نيروى توليد كشور و بالنتيجه استعداد مردم روستا را براى پرداخت ماليات بيفزايد . البته نمىتوان منكر شد كه در عهد حكومت طاهريان در نصف شرقى ايران و ماوراء النهر ، روستاييان نسبتا بهتر از زمان حكومت اعراب
هامش
( 1 ) . مقدمهء ابن خلدون ، پيشين ، ج 1 ، ص 609 . ( 2 ) . دكتر رسايى ، حكومت اسلامى ، ص 123 . ( 3 ) . در پيرامون تاريخ بيهقى ، به اهتمام سعيد نفيسى ، ج 1 ، ص 35 . ( 4 ) . كيمياى سعادت ، پيشين ، ص 609 به بعد . ( 5 ) . نصيحة الملوك ، به اهتمام استاد همائى ، ص 20 . ( 6 ) . همان ، ص 21 . ( 7 ) . همان ، ص 137 .