تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 994

مساهمون:

ص٩٩٤
و جبال و گرگان و طبرستان و كرمان و سپاهان و خوارزم و نيم‌روز و سيستان بكند و بسوخت و آن ستد كز حد و شمار بگذشت . پس از آن مال هديه ساخت رشيد را ، كه پيش از وى كس نساخته بود ، و نه پس از وى بساختند و آن هديه نزديك بغداد رسيد و نسخت آن بر رشيد عرضه كردند ، سخت شاد شد و به تعجب ماند . . . كه فضل بن يحيى هديه آن مقدار آورد از خراسان به عاملى از يك شهر بيش از آن آرد ، و على چندين فرستد . . . چون اين اصناف نعمت به مجلس خلافت و ميدان رسيد ، تكبيرى از لشكر برآمد و دهل و بوق زدند ، آن‌چنان‌كه كس مانند آن ياد نداشت و نخوانده بود و نشنوده . . . هارون الرشيد روى سوى يحيى برمكى كرد و گفت : « اين چيزها كجا بود در روزگار پسرت فضل ؟ » يحيى گفت : « زندگى امير المؤمنين دراز باد ، اين چيزها در روزگار امارت پسرم در خانه‌هاى خداوندان اين چيزها بود ، به شهرهاى عراق و خراسان - هارون الرشيد از اين جواب سخت خيره شد ، چنان‌كه آن هديه بر وى منغص شد . . . » چون بار بگسست ، هارون الرشيد با يحيى خالى كرد ( يعنى خلوت كرد ) و گفت : « اى پدر چنان درشت دى در روى من بگفتى ، چه جاى چنان حديث بود ؟ » يحيى گفت : « زندگى خداوند دراز باد ، سخن راست و حق درشت باشد . . . تا در ميان كارم ، البته نصيحت بازنگيرم و كفران نعمت نورزم ؛ منهيان را زهره نيست كه آنچه رود بازنمايند . وى رعاياى خراسان را ناچيز كرد و اقويا و محتشمان را بركند و ضياع و املاك بستد و لشكر خداوند را درويش كرد . . . بدين همه كه فرستاد نبايد نگريست كه از ده درم كه بستده است ، دو يا سه فرستاده است . بدان بايد نگريست كه ساعت تا ساعت خللى افتد كه آن را در نتوان يافت كه مردم خراسان چون از خداوند نوميد شوند از تركان مدد خواهند . » « 1 » با اين اندرزهاى خيرخواهانه نبايد تصور كرد كه برمكيان معدن تقوا و پرهيزگارى بودند ، معمولا در تواريخ از برمكيان به نيكى ياد مىكنند . در حالى كه افراد اين خاندان با تمام نفوذى كه داشتند براى بهبود وضع اقتصادى اكثريت مردم ايران قدم مؤثرى برنداشتند ، در دوره‌اى كه يحيى بن خالد برمكى و برادرش موسى در طبرستان حكومت داشتند ، از تجاوز به مال و جان و ناموس مردم خوددارى نمىكردند و چنان‌كه در تاريخ طبرستان نوشته شده است : « از خوف فضل و جعفر ، كسى را زهرهء آن نبود كه ظلم ايشان بر هارون عرضه دارد . » « 2 » از دورهء هارون الرشيد امنيت و آرامش از حوزهء نفوذ خلفا رخت بربست و همين عامل ، يعنى فقدان ثبات و امنيت كه شرط اساسى پيشرفت زراعت و صنعت و تجارت است ، موجب آشفتگى اوضاع اقتصادى گرديد . علاوه بر اين ، سدها ، پلها ، نهرها و ترعه‌هايى كه در آغاز خلافت عباسيان مخصوصا در دورهء منصور ايجاد شده بود ، در نتيجهء عدم مراقبت و يا به علل سوق الجيشى ، يكى بعد از ديگرى رو
هامش
( 1 ) . تاريخ بيهقى ، پيشين ، ص 416 به بعد . ( 2 ) . تاريخ طبرستان ، پيشين ، ص 19 .