تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 990

مساهمون:

ص٩٩٠
روى تجربه‌اى كه داشتند مىتوانستند بدهى مؤديان را تشخيص دهند . در مدت يك قرن و نيم پس از تسلط اعراب هيچ دفتر و دستكى جز صورتهاى فارسى قديم ساسانى ملاك عمل نبود و در خراسان كه بيش از ساير قسمتهاى ايران دور بود ، دفاتر رسمى مدت پنجاه سال يعنى در حقيقت تا زمانى كه ابو مسلم قيام كرد . . . به زبان فارسى نگاشته مىشد . . . قرنها ايرانيان به چيرگى و مهارت در امور مالى زبانزد جهانيان بودند و كلمهء ديوان را هم مىگويند فارسىست و حتى اصطلاحات بانكدارى چندى كه يك مورد عادى آن كلمهء چك است ، از زبان فارسى به زبانهاى غربى راه يافت . به عقيدهء حاكم اموى بصره « هروقت عربها به جاى ايرانيان گمارده شوند ، ارقام درآمد شكست پيدا مىكند ، زيرا ايرانيها در تشخيص اين‌كه چه كالايى عادلانه مشمول ماليات مىشود خبره‌تر و از اعراب قابل اطمينان‌ترند و كمتر به زور تهديد و فشار از مردم ماليات وصول مىكنند . » عمر از اصول مالياتى عصر ساسانيان تبعيت نموده يعنى از تمام مردان بالغ كشور يك ماليات « سرشمار » مطالبه كرد ، با اين تفاوت كه در عصر وى طبقات ممتاز كه از پرداخت ماليات معاف بودند ، اعراب بودند . ماليات با پول نقدى يعنى سكه‌هاى زمان ساسانى وصول مىشد كه در اواسط قرن چهارم هجرى پول رايج بود . نوع ديگر ماليات خراج بود كه فقط از گندم و جو پس از درو و خرمن و انبار كردن گرفته مىشد . » « 1 »

چگونگى اخذ ماليات در خراسان :

با اين‌كه اكثريت مردم خراسان كشاورز بودند و منبع عمدهء درآمد زمين بود ، « مع هذا در بسيارى از شهرهاى معمور اين ايالت ، جمع كثيرى از پيشه‌وران و خدمتگزاران به كار زرگرى و نقره‌كارى و آهنگرى و مسگرى و بافندگى اشتغال داشتند و نيز در شهرها طبقهء ديگرى بودند كه كارشان رواج و رونق داشت و آن عبارت بود از بازرگانانى كه كار توزيع محصولات داخلى با آنان بود . اين بازرگانان در تجارت بين المللى هم كه قسمت عمدهء آن ابريشم بود ، به عنوان واسطه ، دخالت داشتند . براى اين طبقات در برابر ماليات ارضى . . . مالياتهاى خاصى مقرر گشته بود . كليهء افراد بين 20 و 50 سالگى از كشاورز تا بازرگان ماليات سرانه‌اى به نسبت درآمد خود مىپرداختند ، و فقط طبقات ممتاز يعنى اشراف ، دولتيان ، سربازان و روحانيان از اين ماليات معاف بودند و چون اعراب در هجوم خود به سوى شرق از خراسان گذشتند و رودخانهء جيحون را پشت‌سر گذاشتند ، مردم كه از شكستهاى پىدرپى ساسانيان باخبر بودند ، مصلحت خود را در اين ديدند كه با اعراب پيمانى ببندند و تسليم شوند . . . در اين عهدنامه‌ها ، خراج و جزيه مطرح نبود ، بلكه به موجب اين عهدنامه‌ها بسيارى از شهرها مبلغ مقطوعى مقرر داشتند كه به طور سالانه پرداخت شود ، و اين مبلغ رقم ثابتى بود كه قابل افزايش و كاهش نبود . در عهدنامهء هرات پس از مقدمه ، مقرر گرديده است كه جزيه را از اهالى روى موازين عدالت دريافت كنند . اين عهدنامه را ربيع بن نهشل نوشت و ابن عامر آن را مهر
هامش
( 1 ) . ميراث ايران ، پيشين ، ص 100 به بعد .