تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 989

مساهمون:

ص٩٨٩
ج ) رسوم گندم ، د ) مبلغى براى تأمين عوارض و مالياتهاى فوق العاده جهت نگهدارى ، ضيافت ، و جامه بهاى مسلمانان . 2 ) مأمورين بيت المال بعد از انجام مميزى مزبور اظهارنامهء مطالبهء مالياتى هريك از آباديها را شامل ماليات ارضى و سرانه و رسوم گندم به نام حكام ارسال مىداشتند . . . 3 ) ماليات نقدى در دو قسط عمده در سال ، بعد از مميزى پرداخت مىشد ، رسوم گندم از محصول سال ، بعد از مميزى اخذ مىگرديد . 4 ) مالياتهايى كه براى مخارج فوق العاده بود ، در خزانهء محلى حفظ مىشد . 5 ) حصهء ثابت مالياتى وجود نداشت ، مالياتها به افراد تعلق مىگرفت و ميزان آن نسبت به جمعيت ، و حاصلخيزى اراضى فرق مىكرد . 6 ) تغيير مذهب و فرار اشخاص موجب ازدياد تعهدات مالياتى مردم نمىشد . 7 ) عربها با گرويدن مردم به اسلام روى موافق نشان نمىدادند و در بسيارى از موارد از معاف كردن نومسلمانان از ماليات سرانه سر باز مىزدند . « 1 » در ايران نيز مانند مصر زعماى عرب به پول بيش از « اسلام » علاقه داشتند و به انواع وسايل سعى مىكردند كه از ملل تابع حكومت عرب باج و خراج بگيرند . مؤلف كتاب العيون و الحدايق مىنويسد : « . . . در سال 109 اشرس بن عبد اللّه اسلمى مأمور خراسان شد و وى به سال 110 نزد مردم سمرقند و ماوراء النهر كس فرستاد و ايشان را به اسلام خواند تا جزيت از ايشان بردارد و در آن زمان خراجى از هرسو در خراسان و ماوراء النهر مىگرفتند و حسن بن عمرطه مأمور ستدن خراج از سمرقند گشت و اشرس نوشت خراج ، نيروى مسلمانان است و مرا گفته‌اند كه مردم سغد از دل‌وجان ايمان نياورده‌اند و از بيم جزيه است كه دعوى مسلمانى كنند و تو هركس كه مختون است ( يعنى ختنه شده است ) و فرايض همى گزارد و سوره‌اى از قرآن مىداند ، خراج از او بستان و از ديگران جزيت بگير . « پس اشرس ، حسن بن العمر طه را عزل كرد و هانى ابن هانى را فرستاد . . . هانى در خراج گرفتن از بزرگان آن ديار سخت گرفت . . . تا اين‌كه مردم به جان آمدند و برخاستند و جامه‌هاى ايشان دريدند و كمربندهاشان را به گردنشان انداختند ، و ايشان باز كفر آوردند و مردم سند و بخارا از تازيان بازگشتند از تركان يارى خواستند ، ناچار اشرس به جنگ برخاست . . . » « 2 »

مأمورين وصول ماليات :

پروفسور لوى مىنويسد : « دهقانان يعنى كشاورزان عمده كه در سازمان ساسانيان به صورت مأمورين جزء در گردآورى ماليات از ايشان استفاده مىشد در دورهء اعراب باقى ماندند و به صورت مميزين و تحصيلداران مالياتى دولت جديد درآمدند . . . و از
هامش
( 1 ) . جزيه در اسلام ، پيشين ، ص 203 - 166 . ( 2 ) . سعيد نفيسى ، محيط زندگى و احوال و آثار رودكى ، پيشين ، ص 135 ( نقل از كتاب العيون ، ص 89 ) .