تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 984

مساهمون:

ص٩٨٤
معمول ، آنچه مقدم بر هرچيز ديگرى مورد توجه قرار مىگرفت درآمد بيت المال بوده . » « 1 »

نظريات اقتصادى ابن مقفع راجع به چگونگى اخذ ماليات :

براى آن‌كه خوانندگان بيشتر به راه و رسم مالياتى آن دوره واقف گردند ، جمله‌اى چند از كتاب رسالة الصحابة ابن مقفع را كه خطاب به عمال دولت نوشته شده نقل مىكنيم : چون زمينها و كشتزارها از حيث خوبى و بدى و سختى و آسانى آبيارى متفاوت است ، بنابراين بايد ماليات آنها هم متفاوت باشد . از اين گذشته بايد تمام جريانات در دفاتر مخصوص از روى قواعد تدوين شود . زمين را بايد مساحى كرد كه ماليات آن متناسب خود زمين و مقدار كشت و زرع مقرر شود . چنين اقدامى موجب فزونى ثروت و جلوگيرى از خيانت و تجاوز مأمورين و محصلين مىشود . اين عمل محتاج مخارج بسيار و انتخاب رجال درستكار مىباشد . نتيجهء اين اقدام به زودى حاصل نمىشود ، اما فايدهء آن بعدها بسيار خواهد بود .

مساحت اراضى :

« ظاهرا قبل از كسرى انوشيروان ماليات ايران براساس « مقاسمه » مستقر بود . مقاسمه عبارت از ماليات جنسى است كه طبق قاعدهء معينى از محصول گرفته مىشود . مثلا پنج‌يك يا ده‌يك و غيره . آنچه پيغمبر با رعاياى فدك و خيبر قرار گذاشت كه نيمهء محصول از آن خودشان و نيمهء ديگر را به او بدهند ، از اين نوع ماليات است . . . اصل مقاسمه موجب مىشد كه محصول تا وصول مأمورين ديوانى و پايانى بازرسى روى زمين مىماند و تلف مىشد . انوشيروان براى جلوگيرى از شكايت مؤديان ، ماليات را براساس مساحت قرارداد و نرخ ماليات برحسب نواحى و نوع اراضى فرق مىكرد . پس از آن‌كه اراضى توسط مساحان و كارشناسان ، مساحى مىشد ، بار ديگر به وسيلهء شخصى ديگر به نام معابر مورد بازرسى و تفتيش قرار مىگرفت تا معلوم شود سهوى و ميلى و محابايى نكرده‌اند « 2 » تا مدتى مديد و شديد تا قرن سوم هجرى مساحت اراضى به دست مساحان زردشتى صورت مىگرفت و گاه آنان از طريق عدل و انصاف منحرف مىشدند . عمران بن هارون همدانى نسبت به مساحت املاك خود اعتراض كرد ، متصدى ديوان از او دو گواه عادل خواست . وى گفت : « تو به دو مساح و زمين‌پيماى بر من حكم مىكنى و ممكن است كه ايشان هردو از اهل ذمت باشند و اهل اسلام نباشند . . . من دو گواه مىآرم كه ايشان هردو از زمين‌پيماى تو عالم‌تر و خبيرتر باشند . » « 3 » بيشتر اراضى ايران قبل از حملهء اعراب مساحى ، و ماليات آنها در دفاتر خاصى ثبت شده بود . مؤلف تاريخ قم گويد : « اهل همدان پيش حجاج بن يوسف رفتند و تظلم نمودند از بسيارى آفات و دواوين عجم به استشهاد و دستور آوردند . » « 4 » در كتاب الخراج ابو يوسف شواهدى هست كه چگونه عمال مالياتى در كار وصول ماليات با
هامش
( 1 ) . فراى ، بخارا ، ترجمهء محمودى ، ص 36 به بعد . ( 2 ) . تاريخ قم ، به اهتمام سيد جلال الدين تهرانى ، ص 106 . ( 3 ) . همان ، ص 106 . ( 4 ) . همان ، ص 111 .