تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 982

مساهمون:

ص٩٨٢
توسط خسرو انوشيروان مقرر شده بود تبعيت نمود ، به‌جز آن‌كه وى براى اراضى لم يزرع هم ماليات مقرر كرد و نيز از هرجريب گندم به جاى يك قفيز ، دو قفيز دريافت داشت . » « 1 » مغيرة بن شعبه كه حاكم سواد بود ، به خليفه نوشت : « كه به‌جز گندم و جو محصولات ديگرى در سواد به عمل مىآيد نظير ماش ، انگور ، سبزى ، سنجد ، كنجد . وى براى هرجريب از اين محصولات هشت درهم ماليات معين كرد . » « 2 » به‌طور كلى سياست مالى دولت اسلامى در نقاط مختلف كاملا روشن نيست . « على ( ع ) فرمان داد كه مميزى اراضى گندم‌خيز خوب ، بر اساس جريبى 5 / 1 درهم و مميزى اراضى كم‌حاصل بر اساس جريبى دو سوم درهم به عمل آيد ، و نيز مقرر فرمود كه در تاكستانها فقط در صورتى ماليات گرفته شود كه تاك آنها لااقل سه ساله باشد . گذشته از اين ، نرخ مميزى به نسبت دورى و نزديكى زمين از رودخانه و از بازار فروش نيز تغيير مىكرد . » « 3 » گاه خراج را برحسب مساحت زمين مىگرفتند و گاه مبلغ مقطوعى از بعضى بلاد مطالبه مىكردند . « عمر املاك سابق پادشاه و خانوادهء او و اراضى موات و لم يزرع را در اختيار خود گرفت و غالبا اينها را به كشاورزان واگذار مىكرد و از آنها بهرهء مالكانه مىگرفت و گاه آنها را مىفروخت و گاه به صورت اقطاعات به اشخاص واگذار مىكرد و از آنان خراج يا فقط « عشر » مىگرفت . » « 4 » عثمان كه علاقه‌اى به حقيقت و عدالت نداشت اين نوع اراضى را به شكل « قطايع » به هواداران خود واگذار كرد . از آنچه گذشت ، معلوم مىشود : 1 ) به موجب احكام قرآن از همهء مسلمانان زكات گرفته مىشود . 2 ) اراضى جزيرة العرب ( و به طور كلى مطابق نظر فقها ، با شرايط خاص ، هرزمينى كه در نتيجهء اسلام آوردن مردم آن تسليم و به ديار اسلام ملحق گرديده‌اند ) جز زكات چيزى نمىپردازند . 3 ) از اهل كتاب ( ذميان ) جزيه گرفته مىشود ، و آن عملا عبارت بود از مبلغى كه افراد بالغ ذكور برحسب استطاعت مىپرداختند . 4 ) اراضى كه از طريق صلح فتح شده بودند ، تابع شرايط صلح‌نامه بوده و غالبا مبلغ مقطوعى باج مىپرداختند . 5 ) اراضى ديگر كه به قهر و غلبه تسخير شده بود ، جزو غنايم جنگ محسوب مىشد و ملك مسلمين تحت نظر حكومت اسلامى تلقى مىگرديد . 6 ) اين اراضى به موجب رأى عمر در اختيار متصرفين سابق گذاشته شد و آنان ملزم به
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، پيشين ، ج 1 ، ص 962 . ( 2 ) . بلاذرى ، ص 270 . ( 3 ) . همان ، ص 271 . ( 4 ) . بلاذرى ، ص 233 .