مطلعين ايرانى در اين راه توفيق يافتند . در ايران پيش از عهد انوشيروان ماليات ارضى را به نسبت محصول مىگرفتند و اگر بازرسان شاهى براى تشخيص ميزان محصول به موقع مىرسيدند ، شايد اين روش مقرون به عدل و انصاف بود . ولى چون اين كار عملا امكانپذير نبود ، ناچار خسرو اراضى را مساحى كرد و آنها را به واحد جريب ( 2400 متر مربع ) منقسم ساخت و به هر جريب از كشت حبوبات يك درهم و به هرجريب تاكستان 8 درهم و به هرجريب از كشت ينجه 7 درهم ماليات مقرر داشت و ساير محصولات را از ماليات معاف كرد . » « 1 »
علاوه بر اين ، خسرو اول در ماليات سرانه نيز تعديلى قايل شد و مقرر داشت كه كليهء افراد ذكور بين بيست و پنجاه سال مشمول ماليات سرانه باشند و ميزان آن به نسبت درآمد سالانهء افراد ، 12 يا 8 يا 6 درهم بود . البته در آن دوره كليهء افراد طبقات ممتاز از پرداخت هرنوع عوارض و مالياتى معاف بودند . و تنها طبقات ستمكش و كارگر ، اين ماليات را مىپرداختند . طبرى مورخ مشهور با استفاده از ترجمهء عربى خداينامك ، روش مالياتى عهد ساسانيان را توصيف و بيان كرده است و اين اصول چنانكه مىدانيم مورد استفادهء اعراب قرار گرفت .
در عهد عمر حوزهء قدرت مسلمين وسعت گرفت . پس از آنكه سربازان اسلامى منطقهء سواد را متصرف شدند ، با چهار نوع مختلف اراضى روبرو شدند .
1 ) جيره و شهرهاى ديگر كه عهدنامهء صلح داشتند .
2 ) املاك و آباديهايى كه هنوز در تصرف مالكين سابق يعنى دهقانان بوده .
3 ) املاك و آباديهايى كه به خاندان سلطنتى و اشراف تعلق داشت و اكنون مالك خاصى نداشت .
4 ) اراضى متروكه و لم يزرع .
« . . . يحيى بن آدم مىگويد كه حيره ماليات ثابتى مىپرداخت كه سكنه بين خود تقسيم كرده بودند . ولى چيزى به سرهاى مردم تعلق نمىگرفت . علاوه بر اين در حيره مردم حق داشتند ملك خود را بفروشند ، و اين حق فقط در مورد بلادى شناخته شده بود كه در برابر قبول پرداخت باج ، تسليم شده و مالكيت خود را نسبت به اراضى حفظ كرده بودند . » « 2 »
نوع دوم اراضى كه از حيث مساحت و اهميت قابل توجهتر بودند و به وسيلهء دهقانان و اشراف محلى اداره مىشدند . عمر چنانكه قبلا يادآور شديم تصميم گرفت كه در ادارهء اين مناطق همچنان از آنان استفاده كند . البته مالكيت اين اراضى از آن دولت بود . عمر موافقت كرده بود كه در مقابل پرداخت ماليات در اين اراضى تصرف كنند .
بعدا عمر با اعزام بازرسان و تحقيق در وضع اراضى ، در نحوه و ميزان اخذ ماليات تغييراتى داد كه چندان به سود كشاورزان نبود . طبرى به طور كلى مىگويد كه « عمر از نرخهاى مالياتى كه
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، پيشين ، ج 1 ، ص 96 .
( 2 ) . همان ، ص 961 .