تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 980

مساهمون:

ص٩٨٠
روز بازپسين ايمان نياورده‌اند و حرام خدا و رسول را حرام نمىدانند و گردن به دين حق نمىگذارند بجنگيد تا به دست خود از سر خوارى جزيه بپردازند . » « مسيحيان و يهوديان اهل كتاب‌اند و زردشتيان نيز به موجب سنت پيغمبر و عمل صحابه و خلفاى او در شمار اهل كتاب مىباشند . با پرداخت جزيه ، حمايت جان و مال اين مردم بر ذمهء حكومت اسلام قرار مىگيرد و به همين مناسبت آنان را اهل ذمه يا ذمى نامند . ميزان جزيه در كتب فقهى نسبت به توانگران ساليانه 48 درهم و نسبت به طبقهء متوسط 24 درهم و نسبت به كشاورزان و كارگران از قبيل خياط و رنگرز و كفاش و خراز 12 درهم تعيين شده است . « از زنان و كودكان و ناداران و كوران بىكار و اشخاص عاجز و زمين‌گير و روحانيان بىبضاعت و پيرمردان از كارافتاده و كسانى كه اختلال حواس دارند جزيه گرفته نمىشود . اغنام و احشام اهل ذمه از پرداخت هرگونه بدهى ديوانى معاف مىباشد و به محض اين‌كه شخصى اسلام آورد ، جزيه از او ساقط مىشود . » . . . آنچه از مدارك و اسناد تاريخى برمىآيد ، سياست پيغمبر و خلفاى او بر ايجاد وحدت كامل در شبه جزيرهء عربستان بود ، بت‌پرستان عرب راهى جز قبول اسلام يا جنگ نداشتند ، در صورتى كه اهل كتاب مىتوانستند راه سومى در پيش گيرند و با پرداخت جزيه زندگى خود را در داخل قلمرو اسلامى ادامه دهند . در روابط ، جامعه‌هاى غيرمسلمان يهودى ، مسيحى و زردشتى ، پيغمبر در بعضى موارد مبلغ معين مقطوعى ( نقدى يا جنسى ) بر آنان مقرر داشته و در موارد ديگر به طريق ديگر عمل شده است . اراضى خيبر و فدك را در برابر تعهد پرداخت نيمى از محصول به سكنهء آن سپرده و دربارهء « هجر بحرين » به زردشتيانى كه اسلام نياورده‌اند ، جزيه مقرر داشته است ( مأخوذ از كتاب الخراج ابو يوسف و ساير منابع فقهى ) . « آنچه از منابع و كتب مختلف اسلامى برمىآيد ، ميزان جزيه و خراج در سراسر كشورهاى اسلامى يكسان نبوده و برحسب شرايط و اوضاع و احوال طبيعى و سيرهء فرمانروايان ميزان آن فرق مىكرده است . به موجب فرمانى كه از طرف خليفهء اول عباسى صادر شده است : « هركس كه به دين او گرود و نماز او را بخواند ، از جزيه معاف خواهد بود . » و نيز دربارهء اين فرمان قيد شده است كه به واسطهء سنگينى خراج و تحميلات شديد ، بسيارى از توانگران و درويشان از دين مسيح تبرى جستند . » « 1 » « در اين‌جا جزيه همان ماليات سرانه است . در سواد يعنى در قسمت شرقى امپراتورى ساسانيان ، اعراب چون خود اطلاعات مالى و سياسى نداشتند ، براى گردآورى ماليات از دهاقين يعنى از رؤساى دهات و عده‌اى از مالكين محلى استفاده مىكردند و به كمك كارشناسان و
هامش
( 1 ) . جزيه در اسلام ، ترجمهء دكتر محمد على موحد ، ص 8 به بعد .