تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 978

مساهمون:

ص٩٧٨
عبارتند از : ماليات زمين يا به طور كلى خراج ( كلمهء خراج از كلمهء آرامى خارقه كه نام ماليات ارضى زمان ساسانى بوده گرفته شده است و ماليات سرانه و يا سرگزيت و عوارضى بر حمل و نقل و معاملات كالاها و راهها و بازارها و بنادر و به طور كلى عوارض تجارتى يا « مكس » هداياى نوروزى و مهرگان ( هداياى مهرگان كم‌كم به صورت هدايايى به مناسبت ميلاد خجستهء حضرت رسول اكرم ( ص ) درآمد ) و عوارض جزيى ديگرى كه فعلا مجال ذكر آن نيست . وقتى عربها ايران را گشودند ، چون آشنايى با سازمان ادارى نداشتند و چيزى دربارهء مالياتها نمىدانستند و از طرفى قرنها شاهنشاهى ساسانى را به ديدهء تحسين و اعجاب نگريسته بودند ، همان روشهاى ادارى و مالى در ايران را حفظ كردند . عثمان بن حنيف كه از طرف عمر براى مميزى اراضى ايران فرستاده شده بود ، به خليفهء دوم پيشنهاد كرد كه مالياتها به همان وضع زمان ساسانى باقى بماند و عمر نيز پذيرفت . به همين سبب در زمان خليفهء دوم ماليات ارضى برحسب مساحت و خوبى و بدى زمين و نوع زراعت به همان شيوهء گذشته باقى ماند و ماليات سرانه نيز به صورت ماليات سرانهء طبقاتى از 48 درهم تا 12 درهم مقرر گرديد . اين ترتيب تا زمان حضرت على ( ع ) نيز معمول بود . « 1 » علاوه بر اين ، مخارج دستگاه حكومت اسلامى از طريق عوايد حاصله از انفال ( به فتح اول ) تأمين مىشد . انفال عبارت است از اموالى كه به موجب قانون اسلام متعلق به شخص پيغمبر يا ( امام ) است ، نظير زمين موات و اراضى غيرمواتى كه متعلق به اجانب بوده و با اعمال قدرت و به زور شمشير سربازان اسلامى به حكومت وقت واگذار شده است و اراضى بدون مالك و زمينهايى كه صاحبان آنها به عللى نابود شده‌اند يا از زمينهاى خود دست كشيده‌اند و نيز اراضى خالصهء رؤساى ممالك خارجى مغلوب در جنگ و اراضى درگذشتگانى كه وارث قانونى ندارند ، جنگلهاى طبيعى و ديگر اشياء و بندگان زيبايى كه از غنيمت جنگ قبل از تقسيم جدا مىكنند و آنها را « صفايا » ناميده‌اند . علاوه بر اينها ، نصف خمس يعنى يك دهم اموال و عوايد حاصله از غنايم جنگى و مواد استخراج شده از معادن و گنجها و آنچه از طريق غواصى به دست آيد ، و كليهء منافعى كه شخص در كسب ( هرنوع كسب ) به دست آورد ، پس از جدا ساختن خرج يك سالهء خود و خرج كسانى كه قانونا مكلف به دادن نفقهء آنان مىباشد متعلق به امام است « 2 » . به طور كلى پس از حملهء اعراب تحميلات عقيدتى و مالياتى فزونى گرفت . « چون قتيبة بن مسلم بار چهارم به بخارا رفت و بخارا را برگرفت ، با مردم آن صلح كرد ، بدان‌كه هرسال دويست هزار درم خليفه را دهند و ده هزار درم والى را و او خانه‌ها و املاك يك نيمه مسلمان را دهند و
هامش
( 1 ) . ايرانشهر ، ج 2 ، ص 1127 . ( 2 ) . براى كسب اطلاعات بيشتر نگاه كنيد به جعفرى لنگرودى ، تاريخ حقوق ايران ، ص 49 .