تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 975

مساهمون:

ص٩٧٥
و مقدار هداياى جنسى به مراتب بيشتر بود . بزرگان عرب بيشتر به بردگان از زن و مرد ( بردگان جوان مرجح بودند ) و پشم و پنبه و منسوجات و غله و دام و اسب و چرم و اسلحه و زر و سيم نيازمند بودند . . . مقامات عربى براى بهره‌كشى از مردم مغلوب و مطيع خويش ، شيوهء آماده و روشن و مدونى كه نگاهدارى حساب در آن آسانتر و اطمينان‌بخش‌تر بود در ايران يافتند . . . در عهد ساسانيان روستاييان خراك يعنى ماليات ارضى و سرگزيت يا ماليات سرانه مىپرداختند . مقامات عرب منافع و مزاياى شيوهء قديم وصول ماليات ايران را در نظر گرفته آن را به نفع خويش به كار بستند . . . » « 1 » اعراب كه در آغاز نهضت اسلامى ادعا مىكردند كه هدف اصلى و اساسى آنان آسايش عباد و اشاعهء مذهبى محمديست ، پس از مدتى كوتاه با استقرار خلافت بنى اميه و بنى عباس نشان دادند كه منظور اصلى آنها كشورگشايى و غارتگرى و استثمار شديد ملل غيرعرب است . عمر پس از حمله به خاورميانه ، به جاى آن‌كه تقليلى در ميزان جزيه و خراج مردم بدهد ، دستور داد كليهء عوارض و مالياتى را كه در عهد انوشيروان از مردم مىگرفتند مأمورين او از ملل غيرعرب دريافت دارند . علاوه بر اين ، مقرر داشت « بر هرجريب زمينهاى خالى از كشت و زرع ، به قدر استعدادى كه در حاصلخيزى دارد خراج بسته شود . يعنى آن را در رديف اراضى مزروعى قرار بدهند و ماليات هريك جريب گندم يا جو را كه سابقا يك قفيز بوده است به دو قفيز رسانند . » « 2 » . . . ابو يوسف مىنويسد : « عمر بن الخطاب ( رض ) اراده نمود تا اراضى سواد را مساحت نمايد . لذا به سوى حذيفه كسى را فرستاد تا دهقانى از دهاقين جوخى خدمت ايشان بفرستد . و هم‌چنان نزد عثمان بن حنيف شخصى را اعزام نمود تا از اهل عراق دهاقينى را نزد خليفه روان كند ، آنها اشخاص مذكور را با يك ترجمان به حضور خليفه فرستادند ، خليفه فرمود آيا به عجم‌ها از اراضى خود چگونه مىپرداختند ؟ گفتند 27 درهم ، خليفه فرمود من به اين اندازه از شما راضى نيستم آنگاه به هرجريب داراى آب چه آباد و چه غيرآباد ، يك قفيز گندم و يك قفيز جو و يك درهم وضع نمود و به اين طريق اراضى را مساحت كردند . » « 3 » « . . . به اين ترتيب فاتحين عرب ميزان ماليات ارضى را افزايش دادند . . . از هرجريب گندم‌زار 4 درهم و از هرجريب جوزار 2 درهم ( در عهد خسرو انوشيروان از هرجريب گندم‌زار يا جوزار فقط يك درهم گرفته مىشد . ) از هرجريب نخل خرما 8 درهم و از هرجريب تاك 6 درهم . با اين حال جمع مبلغ خراج مأخوذ از عراق به سرعت كاهش يافت و در عهد خلافت على ( ع ) به 120 ميليون درهم و در زمان معاويه خليفهء اموى به 100 ميليون درهم رسيد و در پايان قرن هشتم به سبب ظلم و اجحاف و بىرحمى حجاج بن يوسف ثقفى حاكم خليفه اموى موقتا به 135 ميليون درهم بالا رفت ، ولى در عهد آخرين خلفاى اموى تا هفتاد ميليون تنزل كرد ، يعنى نسبت
هامش
( 1 ) . همان ، ص 179 به بعد . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ترجمهء نشأت ، پيشين ، ص 251 . ( 3 ) . خسرو خسروى ، نظامهاى بهره‌بردارى از زمين در ايران ، تهران ، پيام ، 1325 ، ص 83 .