خزانه . . . سرگرم بودند . در ضمن عقلا و دانشمندان مقتضى را موجود و مانع را مفقود ديده ، شروع به كار كردند تا اينكه پيشآمد وقايعى كه تاريخ بيدارى ايرانيان حاوى آن است . » « 1 »
شعاع السلطنه در فارس :
در جريان نهضت مشروطيت « شاهزاده شعاع السلطنه ملك منصور ميرزا ، پسر مظفر الدين شاه حاكم فارس بود و املاك خالصهء فارس را از دولت در مبلغى قليل خريدارى نمود و شروع كرد در تصرف خالصجات شيراز . ضمنا املاك خالصهاى را كه در زمان ناصر الدين شاه به رعايا فروخته شده بود تصرف مىكرد . . . كمكم افتادند به جان و مال مردم . . . صاحب ملك اگر قبالهاى نداشت كه حالش معلوم است ، و اگر قباله و سندى اظهار مىداشت از دست او گرفته پس از چندى ملك را هم متصرف مىشدند تا اينكه شاهزادهء حاكم به عزم معالجهء مرض ، مسافرت به فرنگستان نمود . سردار مكرم كه نايب الحكومهء فارس بود ، بناى بدسلوكى را گذارد . مردم به شاهچراغ كه محل بست بود متحصن شدند . سردار مكرم به بهانهء ايجاد نظم ، دستور شليك داد . متجاوز از 20 نفر از مردم و اطفال به خاك هلاك افتادند . بعضى هم به قونسول خانهء انگليس پناه بردند . بالاخره شعاع السلطنه از حكومت فارس معزول گرديد . » « 2 »
مظالم و بيدادگريهاى حكام و مأمورين ديوانى ايران در عصرى كه آزادى و حكومت ملى اروپا را فراگرفته بود ، در محافل سياسى و مطبوعاتى غرب با شگفتى فراوان منعكس مىگرديد .
شكايت مردم شيراز از شعاع السلطنه به نمايندگان دول خارجى :
در اين تلگرام مردم شيراز نخست از مظالم و بيدادگريهاى شعاع السلطنه در نخستين دورهء فرماندارى ، و بعد از ستمگريهاى او در دورهء اخير شكايت مىكنند و مىنويسند : « با اينكه به هنگام برقرارى تعرفهء جديد قرار بر اين شد كه ديگر به هيچ نامى ماليات ديگرى در داخلهء كشور وضع نگردد ، او علىرغم مقررات موجود ، به اخذ عوارض و مالياتهاى غيرقانونى پرداخته و از جادهها هم ماليات مىگيرد . چون عمال او با اسلحه و تهديد و تاراجگرى اين مالياتها را مطالبه مىكنند ، مردم ناچار مدت 50 روز است كه دست از كار كشيدهاند . با اينكه مردم به روحانيون و نمايندگان سياسى خارجه متوسل شده بودند ، دولت نهتنها در مقام رفع شكايت مردم برنيامد ، بلكه عدهاى از فرزندان مردم در جريان مبارزات كشته و زخمى شدند . . . » « 3 »
در ژوئن 1906 بار ديگر سر ادواردگرى گزارش مىدهد كه در تهران ، مشهد ، سيستان ، كرمان ، همدان ، كرمانشاه ، شيراز و رشت وضع وخيم و مردم ناراضى هستند . « دو تن از شاهزادگان به نام شعاع السلطنه و عضد السلطنه توسط مردم از شيراز و رشت اخراج شدهاند و جلال الدوله پسر برادر شاه از فرماندارى كردستان خلع گشت ، و چيزى نمانده بود كه به دست مردم به قتل برسد .
سفارت انگليس در گزارش مورخ 4 ژانويه 1906 اعلام مىكند كه مردم از آمدن سالار الدوله حاكم كردستان سخت ناراضى هستند و براى اينكه از شر اين حاكم ظالم رهايى يابند ، « حاضر
هامش
( 1 ) . همان ، ص 211 .
( 2 ) . همان ، ص 155 .
( 3 ) . حسن معاصر ، اسناد محرمانهء وزارت خارجهء انگلستان ، مربوط به دسامبر 1905 ، ص 34 به بعد .