تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 970

مساهمون:

ص٩٧٠
اسم اين هردو برافكن ز جنوب و ز شمال * ز آخر كار بپرهيز و فراموش مكن امر نان را كه بود فرض و سزد لازم‌تر * از همه كار و همه چيز فراموش مكن نالهء بيوه‌زنان از پى نان يادآور * آه پيران سحرخيز فراموش مكن دفع اين جمع كه بر رشوه‌خورى مشغولند * هريكى در سر يك ميز فراموش مكن « 1 »
هامش
( 1 ) . ديوان ايرج ميرزا ، به اهتمام دكتر محجوب ، ص 195 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 970 | مرتضى راوندى