نيست . . . » « 1 »
نمونهاى چند از مظالم حكام و استانداران در عهد حكومت قاجاريه
يكى از حكام ستمگر و فاسد ايران در عهد قاجاريه ظل السلطان بود .
حاج ميرزا حسين خان مشير الدوله سپهسالار كه بعد از اميركبير از رجال خيرخواه عهد ناصرى است ، پس از آنكه ظل السلطان براى بار سوم به استاندارى فارس برگزيده شد ، ضمن نامهاى به ناصر الدين - شاه چنين نوشت :
« مأموريت نواب اشرف ارفع شاهنشاهزاده اعظم ظل السلطان ، صلاح حال حاليهء دولت نيست ، زيرا از يك طرف به جهت قرب به پايگاه عظمت ، مطمئن است و از جانب ديگر ميل مفرطى به جمعآورى پول دارد و ابقاء به مال و عرض احدى نخواهد فرمود . رعيت بىپا مىشود و ماليت به خزانه نخواهد رسيد . يا آنكه شاهزاده را با شرايط و عهود و پيشكار معقول و مسلط بفرستيم و ماليات را از پيشكار بخواهيم و قدرت تعدى و اجحاف يا تعرض به ناموس مردم به او مرحمت نشود . . . در اين صورت به غير از ظهير الدوله و يا علاء الدوله ، عجالة در دربار همايون ، كسى قابل و لايق اين كار نيست . » ناصر الدين شاه در جواب مىنويسد :
« جناب صدراعظم در فقرهء تعيين حكام و پيشكاران ولايات بزرگ و كوچك از قرارى كه مكرر گفتهام ، خودم تكليفى به شما نمىكنم و ابدا اظهار رأيى نخواهم كرد ، هرطور مصلحت مملكت و دولت باشد قرار حاكم و پيشكار فارس را بدهيد و زود روانه كنيد . . . »
به همين مناسبت ظل السلطان كينهء سپهسالار را هميشه در دل داشت و همواره براى او كارشكنى مىكرد وى در ص 313 كتاب تاريخ مسعودى در باب چهار فرزند ميرزا نبى خان امير ديوان ، مىنويسد : « حقيقتا چهار شيطان مجسم بودند ، به خصوص برادر بزرگشان ميرزا حسين خان . »
ظل السلطان در سال 1291 فرمانرواى اصفهان شد و مدت چهل سال با كمال جبروت و اقتدار حكومت كرد . در اين مدت دست تعدى و تطاول به مال و ناموس و جان اشخاص دراز نمود و املاك فراوانى از مردم بسيارى كه دسترسى به جايى نداشتند غصب و تصاحب كرد . رضا قلى خان ايروانى منشى خود را كه ملقب به سراج الملك بود به طمع نقدينهاى كه داشت چاى مسموم داد و تمام اموال او را مصادره نمود ، فرزندان وى را به خاك سياه نشانيد . مشير الملك را نيز كشت و اموال او را تصرف كرد . رحيم خان نايب الحكومهء اصفهان و بانى مسجد معروف پاى نارون را پس از ضبط اموال ، به چوببست و در زير شكنجه هلاك ساخت و خانه و املاك مصطفى قلى خان نوهء فراشباشى خود را به جبر و عنف ضبط نمود و فرزندان او را تيرهبخت و سيهروز كرد و از همه مهمتر حسينقلى خان ايلخانى را كه در دو سفر بختيارى از او كمال پذيرايى
هامش
( 1 ) . رسالهء مجديه به تصحيح سعيد نفيسى ، ص 1 ، 6 ، 10 ، 12 ، 15 ، 17 ، 18 ، 49 .