تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 937

مساهمون:

ص٩٣٧
قانون‌شكنى عصر ناصرى توصيف شده است . آخوندزاده بانى نمايشنامه‌نويسى در مشرق زمين ، از سه نمايشنامهء ميرزا آقا ، طريقهء حكومت زمان خان را بهتر و دلنشين‌تر تشخيص داده است ، و ما قسمتى از اين نمايشنامه را براى اطلاع خوانندگان از اوضاع اجتماعى آن دوران نقل مىكنيم : طريقهء حكومت زمان خان . . .

پردهء دوم :

ميرزا جهانگير خان ( به خان حاكم مىگويد ) خان جان ، اين تقصير شماست ، ناظر راست مىگويد . آخر اين‌طور حكومت نمىشود كه شما مىكنيد نه مداخله ، نه چيزى . امثال شما روزى صد تومان مداخل دارند ، شما مرده‌شورى ، ديگر ضامن بهشت و دوزخ مرده كه نيستى . چند صباحى كه حكومت داريد چهار شاهى مداخل خودتان را بكنيد و راه برويد . گور پدر رعيت ! آنكه صاحب رعيت است در فكر نيست ، ديگر شما را كجا مىبرند ؟ اين حكومتها اعتبار ندارند ، فردا يكى پيدا مىشود پيشكش مىدهد حاكم مىشود ، باز شما و تهران و كنج‌خانه . تا اين‌طور نشده است شرى ، شلتاقى ، تقى بگيرى ، نقى ببندى ، روشوه‌اى ، مداخلى . . . بىحالتى تا كى تا چند ؟ خان حاكم ( آهسته ) مگر حاشيه‌نشينها مىگذارند آدم درست حركت بكند ؟ ( آشكار ) شما راست مىگوييد ، همهء اينها تقصير فراشباشى است . فراشباشى چرا سركار خان ، من چه تقصير دارم ، چه كم‌خدمتى شده است ؟ خان حاكم شما چه تعهدات به من كرديد و چه راه مداخله نشان داديد ؟ مدتى است نه يك شرابخور گرفتيد و نه از جنده‌ها خبر داريد و نه يك هايهويى و نه يك دو تومان مداخلى . . . يا فراشباشىگرى نمىدانى ، يا به من راست نمىگويى ، كدام‌يكى است ؟ فراشباشى ( پيش آمده و مىگويد ) يقين قوهء حافظهء خان تمام شده است . پريروز به خلاف اين نصيحت مىكرديد ، حالا طور ديگر حرف مىزنيد ، نمىدانم از اين فرمايشات چه منظور داريد ؟ خان حاكم اين روزها بسيار بىپول شده‌ام . قسط ميزان ولايت هم پرداخته نشده است . ببين شرابخورى ، جنده‌بازى ، مداخل هوايى پيدا بكن ، اين‌طور كار از پيش نمىرود . فراشباشى شما مرخص بكنيد تا من خدمت بكنم ، پريروز به خلاف اين
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 937 | مرتضى راوندى