تعدى و خودسرى نداشتند به عزل او كوشيدند و آخر پشيمان شده و قدر و مرتبهء امير را شناختند كه بقاء دوام او باعث نظام ملك و ملت بود . . . امير قدرت خود را در راه مصلحت عمومى به كار برد . » در دورهء قاجاريه هيچگاه قدرت مركزى به حد روزگار امير نرسيده و هيچگاه ادارهء امور كشور به آن اندازه متمركز نگشت . همهء ايلات دورافتادهء سرحدى به فرمانبردارى پايتخت سر نهادند . . . « از ايلات و عشاير فوجهاى جديد سرحدى بهوجود آورد كه از ابتكارهاى ارزندهء اوست . . . گردنكشان و شورشيان را برانداخت « 1 » . در انتخاب حكام و فرماندهان لشكرى و استانداران مراقبت فراوان مىنمود . » در نامهاى به شاه مىنويسد : « براى كار قشون آذربايجان جز ميرزا موسى و ميرزا مصطفى ، احدى صلاح نيست . ميرزا ابو القاسم بىاستخوان و طماع است .
آذربايجان قايممقام و امير نظام ديده ، اينگونه آدمها مثل ميرزا ابو القاسم و ميرزا صادق در آنجا نمود نمىكنند . آذربايجان جاى سلطنت و جان سلطنت است ، شوخى نيست . . . » « 2 »
وضع حكام در عهد قاجاريه :
مورير ضمن توصيف گفتگوهاى خود با نايب السلطنه ( عباس ميرزا ) مىگويد : « بعد موضوع حكمرانى شاهزاده در آذربايجان به ميان آمد و شاهزاده از طرز حكومت خود قدرى صحبت نمود و اظهار كرد ، اولين قدم براى ايجاد يك حكومت صحيح ، اين است كه حكمران رعايا را تحت حمايت خود قرار دهد و براى همين مقصود است كه من فروش حكومتها را قدغن كردم تا ديگر هركس نتواند با دادن مبلغى زيادتر از سايرين به حكومت برسد . فعلا اين عمل در تمام ايران حكمفرماست ، هيچ باور نمىكنيد كه من در جلوگيرى از اين عمل بد ، چقدر متحمل زحمت شدهام . مثلا با دادن يك مقررى دوازده هزار تومان به يك نفر كه حاكم مراغه و اطراف و نواحى آن باشد ، تمام بدهى هررعيتى را كه بايد به دولت بپردازد ، با جزئيات روى كاغذ مىآورم و به دست او مىدهم و ميزان مالياتى را هم كه بايد ساليانه به دولت بپردازد با جزئيات روى كاغذ مىآورم و به دست او مىدهم ، بعد ، قدغن مىكنم دينارى اضافه بر اين مبلغ از رعيت گرفته نشود ، ولى حكام به اين مبلغ به هيچوجه قناعت نمىكنند و مىخواهند خودشان به هرميزان كه مايلند بگيرند و رعيت را زجر و شكنجه كنند و صدمه بزنند . ولى حاضر نيستند به يك مقررى معين ساليانه قناعت كنند . از طرف ديگر اطراف اين حكام را يك دسته متملق و چاپلوس گرفتهاند و او را تحقير مىكنند از اينكه نمىتواند به رعايا و زارعين صدمه زده اموال آنها را غارت كند . » « 3 »
حكومت شاهزادهها
حرمسراى فتحعلى شاه و دستگاه پرعرض و طول و مجلل آن در تاريخ شرق شهرت فراوان دارد . كلنل دارويل انگليسى كه در سال 1813 به ايران آمده است عدهء زنان فتحعلى شاه را 700 و تعداد فرزندانش را 64 پسر و 125 دختر ضبط كرده است . « . . . تمام اين شاهزادگان و شاهزادهخانمها از دولت حقوق مىگيرند . و
هامش
( 1 ) . امير كبير و ايران ، دكتر آدميت ، پيشين ، ص 209 .
( 2 ) . همان ، ص 210 .
( 3 ) . تاريخ روابط ايران و انگليس ، پيشين ، ج 1 ، ص 161 به بعد .