تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 933

مساهمون:

ص٩٣٣
و مأموران دولتى بر خلاف گذشته به مردم ظلم و ستم روا ندارند . يكى از مورخان دربارى مىگويد : امير « چنان نظم و نسقى داد كه هيچ قادر مطلقى بر بيچارهء فقيرى نمىتوانست تعدى كند . . . » « 1 » سخن خود امير در نامهء 8 رمضان 1286 به جان داود ، اين است : « قرار در كار حكام داده شده است كه يك نفر جرأت يك دينار تعدى به احدى ندارد . » به حاكم گيلان در 28 ذيقعده 1267 اين‌طور دستور مىدهد : « . . . بر وفق عدالت رفتار نمايد كه احقاق حق بشود ، اغماض و چشم‌پوشى ابدا در ميان نباشد كه . . . مغاير عدالت است . » باز در همان نامه تأكيد مىكند ، البته « منتهاى اهتمام را در اجراى حقوق ثابته و رفاهيت و آسودگى مردم خواهيد نمود . » « 2 » اين رويه امير را لسان الملك سپهر انتقاد مىنمايد : « خواستارى و شفاعت را مقبول نمىداشت و از سرزنش و شفاعت ملول مىشد . » اين مورخ دربارى ندانسته بود كه حكومت عدل ، مستلزم اجراى قانون است و شرط اجراى قانون اعمال قدرت صالح است . فلسفهء سياست راه ديگرى را نمىشناسد . امير در سايهء اجراى قانون ، امنيت مدنى بىسابقه‌اى در ايران برقرار نمود . وزيرمختار انگليس پس از فتح مشهد به دست نيروى دولتى و برانداختن فتنهء سالار ، به اعجاب مىنويسد : « مهمترين مطلبى كه جلب توجه مىكند ، اين است كه سربازان در همه مدت در شهر رفتار درستى داشتند و از انضباط نظامى پا فراتر ننهادند ، و مانع گرديدند كه به مردم مشهد تعدى و آزارى برسد . » اين درست خلاف آيين شمشيربندان بود ، كه در دوره‌هاى پيش و پس از آن چون شهرى را مىگرفتند ستمگرى و پايمال كردن حقوق مردم را پيشهء خود داشتند . . . كوشش داشت مردم به حقوق خود آگاه گردند و حتى در مقام حق‌طلبى برآيند و در هرمورد در حق كسى كه مورد دستبرد اهل دولت واقع مىگرديد و مظلومى دادخواهى مىنمود ، شرح آن را با نام و نشان در روزنامه نوشته و اعلام مىكرد كه از چه قرار آيين عدالت اجرا گشت . شگفت اين كه در همان روزنامه به حاكم گيلان دستور رفت كه زياده از ماليات مقرر از مردم گرفته نشود و نيز مأمورى از جانب دولت روانه گرديد كه « ابلاغ اين حكم را بر عموم اهالى گيلان و طالش نمايد كه زياده از مبلغ منظور ندهند » طرفه اين‌كه از جمله ايرادهايى كه پس از عزلش بر او گرفتند ، اين بود كه . . . « از حق نوكر ( دولت ) كم مىكرد و به طريق بدعت به رعيت مىافزود . » « 3 » از اقدامات جالب امير حمايت كشاورزان بود . « شيل » به « پالمرستون » مىنويسد : « طبقهء زارع را از ستمگرىهاى گذشته عمال دولت رهايى بخشيد . » نويسندهء صدر التواريخ مىگويد : « در عهد امير چنان نظمى به كار برد ، كه گرگان را از گوسفندان هراس بود . . . و جميع رعايا به بودن امير راضى بودند . ولى اعيان مملكت چون مجال
هامش
( 1 ) . صدر التواريخ ، ( نسخهء خطى ) . ( 2 ) . امير كبير و ايران ، پيشين ، ص 207 به بعد . ( 3 ) . روزنامهء وقايع اتفاقيه ، شماره 50 .