صلاح و سداد خرسند و شاد دارد ، و چشم از اجحاف و تعدى و ستم شريكى فيما بين رعايا پوشيده ، اشراف و آحاد را وقعى به سزا نهد و الواط اشرار را گوشمالى به جزا دهد . . . در اين دو شغل جليل و خدمت نبيل آسودگى رعايا و برايا و صرفه و غبطهء ديوان اعلى را مايهء اعتبار و منشأ افتخار خود دانسته . . عاليجنابان فضايل و فواضل اكتسابان . . . علما و فضلا و سادات رفيع الدرجات و عالىجاهان رفيعجايگاهان عمال و كدخدايان و ريشسفيدان و عامهء رعايا و كافهء براياى دار المؤمنين كاشان مقرب الخاقان فرخ خان را صاحباختيار و حاكم بالاستقلال خود دانسته از سخن و صلاح و صوابديد حسابى او تخلف و انحراف نورزند . . . حاكم كاشان كمال احترام را از علما و فضلا منظور داشته ، رعايت حال فقرا و ضعفا و رعايا را از دست نداده نهايت سلوك را مسلوك دارد . شوال المكرم سنه 1260 . » « 1 »
پس از چندى چند نفر در صدد شكايت از فرخ خان برمىآيند ، وى در مقام دفاع شرحى به حاج ميرزا آقاسى مىنويسد . صدراعظم نيز در حاشيه خطاب به فرخ خان مىنويسد : « . . . به تهمت نمىتوانند به تو چيزى ببندند . كاشان مردمان بيكاره بسيار دارد . لوطىبازى درمىآورند ، خاطرجمع باش به پدرت بنويس مشغول تعمير كاشان باشد ، شايد آبى براى آنجا پيدا كنيم . . . »
سولتيكف در كتاب مسافرت به ايران كه عهد محمد شاه و حاجى ميرزا آقاسى به رشتهء تحرير درآمده است ، طرز رفتار مأمورين حكومتى را با مردم چنين شرح مىدهد :
« . . . لباس پوشيده با چهار فراش براى گردش در بازار رفتم ، مجبور شدم كه از فعاليت نوكرها جلوگيرى كنم . چه آنها با ضربهء چماق و لگد ، اشخاصى را كه در سر راه ما بودند از پاى درمىافكندند . رسم اين مملكت از اين قرار است ، چند روز قبل از رسيدن ما ، چون گداى بىسر و پاى بدبختى ، دست به جانب يكى از اعيان دراز كرده بود ، توسط فراشها خوب كتك خورده بود .
حتى پيرمردان را از سر راه من دور مىكردند ، يا ريش آنها را مىكشيدند يا مشت به صورت آنها مىكوفتند ، زيرا به هرصورت بايد عبور يك مرد متشخص « نجيب آدم » تأثير خود را بخشيده و به ضرب چوب معلوم گردد كه اين تنها وسيلهء تظاهر احترامى است كه شأن آن شخص ايجاب مىنمايد . اگر سرنوشت انسانهاى بدبخت اين است ، لزومى ندارد بگويم خران و اشترانى كه به اين بدبختى گرفتار و در سر راه گردش و تفريح من واقع شده بودند خوب كتك خوردند . من واقعا از اين سروصدا و از اين توفان ضربات كه موجد بىگناهش من بودم گيج شده بودم . اگر بعدها قلب من سخت نشد و به اين عادت وحشيانه خوى نگرفت ، دليل آن عدم تأييد لزوم اين روش ، براى نگهدارى و اهميت و امتياز اروپاييان توسط نمايندگان خارجى مقيم اين مملكت نبود . . . » « 2 »
حكام و مأمورين ادارات در عهد امير كبير :
امير در دوران زمامدارى سعى كرد كه حكام
هامش
( 1 ) . فرخ خان امين الملك ، پيشين ، ص 3 به بعد .
( 2 ) . پرنس الكسيس سولتيكف ، مسافرت به ايران ، ترجمهء دكتر محسن صبا .