اين و آن او را عزل كرد و ديگرى را به جاى او گماشت . ولى او نيز پس از چندى بدون دليل به قتل رسيد . ولى وزرايى كه از طرف حكومت مركزى منصوب مىشدند ، موقعيت بهترى داشتند .
و دربار همواره مىكوشيد كه حق برگزيدن وزراء از آن حكومت مركزى باشد . مطابق اطلاعات شاردن كه اوضاع و احوال نيمهء دوم قرن هفدهم ميلادى ( قرن 11 هجرى ) را بازگو مىكند يكى از حكام و فرمانروايان بالنسبه خوشنام ، گنجعلى خان است . اين مرد پركار كه مورد اعتماد كامل شاه عباس بود ، « در اول سنهء هزار و پنج به گواشير كه دار الملك كرمان است وارد گرديده رعيت و سپاهى را بنواخت ، بلاد را منظم ، عباد را به خدمت و دادن مال ملتزم كرد . در گواشير بناى ابنيهء عاليه گذاشت ، طرح ميدان و كاروانسرا و بازار و حمام و چهارسوق را گذاشته به مرور به اتمام رسانيد . بيشتر بناى عالى اين شهر كه دار الملك كرمان است ، از آن مرحوم است . از آن جمله آبانبارى كه او ساخته . . . در اغلب بلوكات نيز آثار خير از او هست ، از رقبات قنوات كه احداث آكرد ، هنوز چند رقبه معمور است . . . » « 1 » بر خلاف گنجعلى خان ، ميرزاى عالميان مأمورى متجاوز و بدفرجام بود .
حكمران سيهروز :
شاه عباس حكومت گيلان را به ميرزاى عالميان سپرد ، او در هنگام مرگ قسمت اعظم دارايى خود را به شاه عباس داد . مع ذلك شاه از وى راضى نبود . نويسندهء تاريخ گيلان از قول او مىنويسد : « . . . هيهات ، هيهات چندين سال وزارت كردم و چندين خانه را غارت نمودم و دلها را به درد آوردم كه يكدل ( يعنى دل شاه عباس ) را از خود راضى كنم آن هم مقدور و ميسر نشد . » « 2 »
مظالم ولى سلطان در كاشان :
ولى سلطان كه يكى از حكمرانان و مأمورين ستمگر عهد صفوى است با اينكه يكبار مراتب زورگويى و غارتگرى خود را به دولت و مردم نشان داده بود ، همينكه شنيد پادشاه با سپاهيان خود عزم كاشان كرده است ، « قاصدان سخندان ! با نفايس و تحفههاى فراوان نزد اسماعيل قلى خان كه در آن زمان مختار الدوله العليه بود فرستاد . استدعا كرد . . . كه شاه را از آمدن به كاشان منصرف نمايد . اسماعيل قلى خان نيز با گرفتن رشوه فراوان شاه را . . . از گرفتن كاشان متقاعد ساخت . » ولى سلطان در ملاقات بعدى با خان پيشكشهاى فراوان براى شاه و اطرافيان او فرستاد و با خيال راحت مشغول چپاول مردم كاشان شد . مؤلف نقاوة الاثار ستمگرىهاى اين مرد را چنين توصيف مىكند : « . . . ولى سلطان ، شروع در خرابى و ويرانى كاشان كرده دست به بيداد و ستم برآورد و ارباب و سوداگران را به حواله داده و مبلغهاى كلى از ايشان گرفت و به اين زيادتى اكتفا نكرده پس از آنكه آنچه به حس ظاهر داشتند به تصرف آورد . آن جماعت را در شكنجه كشيد و در اندك روزى اموال و اسباب بىحساب از ايشان مشخص ساخت و بعد از آن شروع در كندن خانههاى متمولان كرد . در اين اثنا يكى از قايدان اهل جهنم به او رسانيد كه در فلان كاروانسرا مال بسيار از سوداگرى كه در هند فوت شده و در اينجا
هامش
( 1 ) . تاريخ كرمان ، پيشين ، ص 278 .
( 2 ) . زندگى شاه عباس اول ، پيشين ، ج 3 ، ص 272 .