تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 921

مساهمون:

ص٩٢١
همچنين واليان عربستان شمالى ، و واليان گرجستان طبق مدارك تاريخى ، ساليان دراز در منطقهء نفوذ خود فرمانروايى داشتند . « بيگلربيگيان حكامى بودند كه از مركز تعيين مىگشتند ، اما گاه در موارد مخصوص اين سمت موروثى بود . تذكرة الملوك در خاتمه فهرست مفصلى از بيگلربيگيان و حكام زيردست آنان به دست مىدهد . » « 1 »

خان و وزير :

كاررى در سفرنامهء خود مىنويسد : « يكى از بزرگ‌زادگان ايرانى كه با من دوستى داشت ، فهرست زير را با زحمت زياد از آرشيوهاى سلطنتى كه فعلا موجود است براى من استخراج كرد : « ايالاتى كه به وسيلهء خانها اداره مىشوند عبارتند از : كرمانشاهان ، همدان ، لرستان ، بختيارى ، تهران ، رى ، ورامين ، سمنان ، دامغان ، بسطام ، اشرف‌آباد ، نيشابور ، سبزوار ، اسفراين ، مشهد ، ترشيز ، قاين ، طبس ، تون ، سرخس ، بخارا ، غوريان ، قندهار ، سلطانيه ، اهر ، تبريز ، گيلان ، شماخى ، گنجه ، قراباغ ، اردبيل ، تفليس ، بندرعباس ، سروستان ، بيستون ، آستارا ، بحرين ، ارومى ، ابيورد ، بادغيس و غيره . به طور كلى هشتاد و دو ايالت به وسيلهء خانها اداره مىشود . سى و هفت ولايت ديگر ادارهء حكومتش با وزيران است مانند : اصفهان ، گلپايگان ، ساروخ ، تويسركان ، اردستان ، نايين ، شوش ، ابرقو ( ابركوه ) ، غازيان ، كاشان ، قم ، ساوه ، عبد العظيم ، قزوين ، اشرف ، فرح‌آباد سارى ، بارفروش ، آمل ، مشهد شهر ، قمشه ، شيراز ، كازرون ، بندر لنگه ، رشت ، لاهيجان و غيره . « فرق خان و وزير اين است كه خان معمولا يك يا چند فوج سرباز زير فرمان دارد و بايد آنها را متشكل و ورزيده و آماده نگه دارد . علاوه بر اين ، حكومت قضايى و جنايى منطقه زير فرمان اوست . در صورتى كه وزير استقلال محدود و اختيار اندك دارد . حتى رتق‌وفتق پاره‌اى امور و قضاوت دربارهء بعضى از مسايل حوزهء زير فرمان خود را به يكى از خانهاى نزديك رجوع مىكند « 2 » . وقتى كه خانى از فرستاده شدن خلعت براى خود اطلاع پيدا مىكند ، دست‌كم دو فرسخ به استقبال خلعت‌آورنده مىرود و در كنار باغ يا چشمه‌اى با اطرافيان به انتظار مأمور شاه مىنشيند ، و به محض اين‌كه مأمور از دور پيدا مىشود ، خان جلو مىرود و به احترام سلطان چندبار زمين ادب مىبوسد ، و براى دوام عمر و بقاى سلطنت دعا مىكند . آنگاه نمايندهء شاه خلعت را كه معمولا جبه‌اى ترمه‌اى يا ابريشمى زردوزى شده است به دوش خان مىاندازد . اين قبيل محلها را « خلعت‌پوشان » مىگويند . در بعضى موارد كه خان طرف توجه و قدردانى فوق العادهء شاه واقع مىشود ، اين جبه يا خلعت با كمربندى زرين مرصع و يا عمامه‌اى زربفت و گرانبها همراه است . خان پس از ملبس شدن با خلعت شاه به شهر مراجعت مىكند و پياده به
هامش
( 1 ) . همان ، ص 76 . ( 2 ) . سفرنامهء كاررى ، پيشين ، ص 139 به بعد .