تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 920

مساهمون:

ص٩٢٠
آن مستوفى خاصه ناميده مىشد نگاه مىداشتند ، و تا حدودى گويا مقام اخير تابع مستوفى الممالك بود . در نتيجه متابعت وزير اعظم نيز مىكرد . ولى در حقيقت تمام خاصه به وسيلهء نظارت نظار ذى ربط اداره مىشد . . . نواحى تحت نظارت و ادارهء خاصه به دست مباشران ( - وزيران ) شاه اداره مىگرديد . شاردن مىگويد كه : « حكومت مباشران در ايران باعث ويرانى و خسران بسيار است . استفاده‌هاى نامشروع كه مباشران براى آن در استانها مردم را تحت فشار قرار مىدهند و چنان در همه‌جا رفتار مىكنند كه گويى هيچ وسيله‌اى آنها را قانع و سير نمىكند كشور را به نابودى مىكشاند . مباشران انتصاب خويش را با جلب نظر درباريان و اهل حرم و دادن مساعده به ايشان تحصيل مىكنند . البته اين مبالغ مساعده را نيز خود با رنج بسيار به وام مىگيرند و براى جبران خسارت خويش در مكيدن خون مردم شتاب مىورزند و مطمئن هستند كه پشتيبانانشان هرگونه شكايتى را كه از آنان برسد در پس پردهء فراموشى مىافكنند و صداى مخالف را خاموش مىسازند ، و مانع مىشوند كه كس بدان پى برد . عقيدهء عمومى بر آن بود كه ترتيب خاصه مملكت را به نابودى مىكشاند : زيرا وجوهات را به خزانهء شاه مىريزد . در صورتى كه اين مبالغ بايد در كشور جريان داشته باشد . مثال و مصداق كامل از سوء اثر اين ترتيب فارس است كه از جمعيت آن هشتاد هزار نفر كاسته شده است . شاردن تصريح مىكند كه اعمال ترتيب خاصه ( يعنى توسعهء تدريجى خاصه ) بار اول در زمان سلطنت شاه صفى توسط وزير اعظم او ساروتقى معمول گرديد . اين خواجهء زفت و بخيل به شاه گفت : « حال كه دوران جنگ به سر آمده است ، ديگر صرف پول براى حكام كه با آن تعداد كثير افراد نگه دارند و دربارهاى مخصوصى تشكيل دهند ، ضرورتى ندارد . سخن او مورد قبول قرار گرفت و ابتدا استان فارس توسط شاه ضبط شد . شاه عباس ثانى ترتيب حكومت و حكام را در داخل ايران برانداخت و در استان‌هايى كه بيم جنگ در ميان نبود مانند گيلان ، قزوين و مازندران و يزد و كرمان و خراسان و آذربايجان نيز به چنين عملى دست زد . » « 1 »

حكام و استانداران :

به طورى كه از تذكرة الملوك برمىآيد ، ميان امراى سرحدى ( سرحدداران ) بالاترين مقام از آن والى بود كه در سراسر مملكت شمار آنان از چهار تن تجاوز نمىكرد و همگى از خاندانهاى قديم و داراى حكومت موروثى بودند كه در عين تابعيت از دولت صفوى ، باز نوعى استقلال داشتند . عايدات مالياتى آنان در بودجه به حساب نمىآمد و به جز پيش‌كشى و تقديمى كه به صورت تحف و هدايا تسليم سلطان مىشد ، كمك لشكرى نيز مىكردند . « واليان عربستان ( مراد خوزستان است ) سادات مشعشعى بودند كه در هويزهء خوزستان اقامت داشتند . تاريخ حكمرانى آنان از سال 840 هجرى تا روزگار ما در كتب ثبت است .
هامش
( 1 ) . سازمان ادارى عهد صفويه ، پيشين ، ص 39 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 920 | مرتضى راوندى