تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 917

مساهمون:

ص٩١٧
معز السياده و النقابه . . . منوط و مربوط فرموده‌ايم . . . به راى شرع آراى او و مقتضاى شرع شريف عمل نمايد . . . » « 1 » شاه طهماسب اول دوبار توبه كرد و امر كرد تا تمام ميخانه‌ها را ببندند . از اين فرمان‌هاى ناپايدار دوبار در دورهء شاه عباس دوم و سرانجام در جريان جلوس شاه سلطان حسين مكرر صادر شد . ولى پس از چندى آمرين به معروف ، خود عهدشكنى كردند و به انواع فسق و فجور دست يازيدند . مينورسكى در كتاب سازمان ادارى حكومت صفوى مىنويسد : « داروغه كه در زبان مغولى به معنى « رئيس » است ، يك اصطلاح عمومى ادارى است . از مفاد احسن التواريخ چنين مستفاد مىشود كه داروغه به طور كلى به حكام اطلاق مىشده است ، اما بعدها لقب حاكم پايتخت گرديد . از جانبى نيز در ادارات بزرگ دولتى منشيان طراز اول كه بر ديگر منشيان سمت سرپرستى و نظارت داشتند ، داروغه خوانده مىشدند . داروغهء فراشخانه و داروغهء دفترخانه نيز اين لقب را داشته‌اند . از مبلغ مواجب داروغهء دفترخانه چنين برمىآيد كه سمت و شغل وى داراى اهميت بوده است . رابطهء نزديك موجود بين ناظر دفترخانه و داروغهء دفترخانه ، از مطالب كتاب آشكار مىشود ، اما داروغهء دفترخانه زيردست مستوفى الممالك قرار داشت . . . » « 2 »

قدرت حكام در عهد صفويه :

در دورهء صفويه حكومت‌هاى ولايتى از بسيارى جهات شبيه به اقطاعات ديوانى دورهء سلجوقيان بود . اين حكومت‌ها از طرف حكومت مركزى به اشخاصى واگذار مىشد و حاكم مانند مقطع زمان سلجوقيان مكلف به آماده كردن عده‌اى سرباز بود . شاردن مىنويسد : حاكم در ولايات خود شهريارى كوچك به‌شمار مىرفت . او و صاحب‌منصبان او و قوايى كه وى اداره مىكرد ، قسمت اعظم عوايد مالياتى را صرف مىكردند و فقط جزيى از آن را به شكل هدايا و حقوق و رسوم مخصوص به شاه مىدادند ، به‌همان طريق كه شاه از حكام عوارض و ماليات مىگرفت ، حكام نيز از كسانى كه در قلمرو آنان مىزيستند ماليات و عوارض مىستاندند و مىتوانستند ناحيه‌اى را كه تابع آنان بود ، به تقسيمات فرعى ، منقسم و به كسان ديگر واگذار كنند و نسبت به كار آنها نظارت كامل داشتند . « با اين‌همه از طرف حكومت مركزى در هرولايت سه نفر مأمور منصوب مىشدند . يكى از آنان به « جانشين » معروف بود و پيوسته در مركز ولايت به حاكم سر مىزد . دومى « وزير » يا ناظر و مميز ، و سومى « واقعه‌نويس » كه وظيفهء عمدهء او گزارش همهء وقايع به شاه بود . در واقع كار اين مأمورين در هرولايت اين بود كه مراقب اعمال حاكم باشند . در صورتى كه بخواهد بر خلاف مصالح حكومت مركزى كار كند با او مخالفت ورزند . » « 3 » به نظر شاردن « علت اين‌كه ظلم حكام
هامش
( 1 ) . نظام ايالات . . . پيشين ، ص 100 به بعد . ( 2 ) . سازمان ادارى حكومت صفوى ، ترجمهء فياض ، پيشين ، ص 136 . ( 3 ) . مالك و زارع در ايران ، پيشين ، ص 215 .