عباس اول مىخواست با اين تدبير بدعتى را كه به مرور زمان در عراق عجم پا گرفته بود لغو كند و مجددا اوضاع و احوال را با « قانون قديم » و « دستور العمل » زمان طهماسب اول مطابقت دهد .
در دورهء شاه عباس اول به اين امر توجه شد كه گرفتن ماليات در سراسر كشور طبق قواعد و ضوابط واحدى انجام گيرد . و بر اساس اين فكر به حكام گيلان و ديگر مناطق دستور داد از گرفتن مالياتهاى مندرآوردى « مبتدع » خوددارى كنند . » « 1 »
واليان و حكمرانان از لحاظ قدرت و موقعيت سياسى يكسان نبودند و القاب و عناوين آنها فرق مىكرد . استانداران بزرگ داراى اين القاب بودند : « ايالات و سلطنتپناه ، شوكت و حشمت دستگاه ، عاليجاه عمدة السلاطين العظام و الخوانين الكرام نظاما للايالة و السلطنه . . . »
در ميان صاحبمنصبان آن دوران واليان گرجى موقعيت ممتازى داشتند و شاه گاهى يكى از شاهزادگان گرجى را به فرزندى مىپذيرفت و مقرر مىداشت « . . . احدى از كوزه و سفرهء او آب و طعام نخورد . »
همانطور كه دربار مىتوانست مالياتهاى ايالات مملكت را به عنوان تيول به كسى اعطا كند ، والى نيز اختيار كامل مالياتهاى ايالت تحت فرمان خود را داشت . در اسناد فارسى مربوط به گرجستان ، حتى در اين مورد اصطلاح « تيول » نيز به كار رفته است .
در گرجستان غير از ماليات سرانه ( به ميزان 6 عباسى براى هرنفر ) تعداد غلام و چندين بار شراب براى حكومت مركزى مىفرستادند . و باج شخص والى را پيشكش مىگفتند . زمامداران حكومت صفويه اصرار داشتند كه تمام واليان و حكمرانان ، شيعهء دوازدهامامى باشند به همين علت حكمرانان گرجستان براى آنكه از كارشكنىهاى حكومت مركزى در امان باشند ، خود را مسلمان معرفى مىكردند . « فرمانروايان آل مشعشع در خوزستان شيعه مذهب بودند ، اما نه بدان صورت كه صفويان تبليغ مىكردند . در نتيجه در سال 914 ( 1508 م ) شاه اسماعيل اول فرمان به قتل سلطان على فرمانرواى وقت آن ديار و برادرش كه از بغداد به دربار آمده بودند داد . علت اين مجازات ، زندقهء اين دو تن بود . واليان بعدى از اين اقدام عبرت گرفتند و فرمانروايان ، از اين لحظه به بعد همه از پيروان مؤمن و سرسپردهء شيعهء اثنى عشرى شدند . على العموم در هرايالت در جوار حاكم سه صاحب منصب ديگر از طرف شاه منصوب شده بودند . يكى جانشين خان ، ديگرى وزير يا ناظر مخصوص شاه و سومى يك نفر واقعهنويس . » « 2 »
اينطور معلوم است كه هميشه هم ، وضع بدين منوال نبود . زيرا شاردن در موضعى ديگر مىنويسد : « امروز در اين مملكت از اين هم محتاطتر هستند ، زيرا همواره سواى حاكم بيش از دو نفر ديگر هم منصوب مىكنند كه كاملا از او مستقل هستند . . . » « 3 » سانسون مىنويسد :
« شاهنشاهى ايران چنان پهناور است كه خانهاى ايالات دورافتاده هرگاه زمام قواى مسلح قلمرو
هامش
( 1 ) . همان ، ص 88 به بعد .
( 2 ) . نظام ايالات . . . پيشين ، ص 149 به بعد .
( 3 ) . شاردن ، پيشين ، ج 5 ، ص 257 .